تبليغاتX
قاصدك راست بگو
قاصدك خبر براتون مياره از اون بالا بالا ها
دوستان سلام دوباره تابستون اومد من اومدم اميدوارم تابستون ۸۷رو بانظرات زيباي شما بهتر از سال گذشته كنم اگه شما هم هستيد پس ياعلي
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 10:52  توسط آناهیتا  | 

نوبهار است در آن كوش كه خوش دل باشي كه بسي گل بدمد تو در گل باشي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 10:27  توسط آناهیتا  | 

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬ کيست که با ما سفر کند ؟ کيست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کيست که باور کند دنيا ايستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .
از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود . در هر ايستگاه که قطار می ايستاد ٬ کسی کم می شد . قطار می گذشت و سبک می شد . زيرا سبکی قانون راه خداست .
قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت :‌اينجا بهشت است . مسافران بهشتی پياده شوند . اما اينجا ايستگاه آخرين نيست .
مسافرانی که پياده شدند ٬ بهشتی شدند . اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند .
آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : دورو بر شما ٬ راز من همين بود . آن که مرا می خواهد ٬ در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .
و آن هنگام که قطار به ايستگاه آخر رسيد ٬ ديگر نه قطاری بود و نه مسافری

                                                                                  نوشته عرفان نظر آهاری

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 18:37  توسط آناهیتا  | 

این شبها همه به سوی تو دست بالا می برند و از تو مدد می خواهند تو هم آنها که اشکهایشان مانند بلورهای سرد می ریزد کسانی که به امید تو زندگی می کنند وکسانی که بدون تو در چاه گمراهی می افتند کسانی که قلبشان فقط بایاد تو می تپد را از خود نا امید مکن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 18:35  توسط آناهیتا  | 

سلام خدا جون خوبي من اصلا خوب نيستم چون مدرسه ها باز شدن بابا آخه اين انصافه 9 ماه درس بخونيم 3ماه آزاد باشيم به جون تو تازه اين 3ماه هم هر جا ميرم از مدرسه و كلاس هاي فوق العاده حرف ميزنن شبها هم خواب نمره هاي قشنگمون رو مي بينيم . صبح كه مي ريم مدرسه روي تخته سياه پر از علامتهاي

ضرب ، جمع ، تفريق و تقسيم و توان. . . وهر چيزي كه ازش بد مياد هست. آخه مگه چي ميشد بجاي اين علامتهاي مسخره چند تا كاريكاتور باحال كشيده مي شد؟! يا به جاي معلم عصباني رياضي كه هميشه روي سرمونه يه فرشته ي مهربون بود يا اصلا به جاي دستور زبان ادبيات چند تا sms يا جوك ياد مي گرفتيم .

مي دوني چيه خدا جون مدرسه مثِ يه زندونه كه زندوني هاي بيچاره رو با درس خوندن درس شكنجه ميدن.

بعضي وقتها به اين فكر مي افتم اگه به جاي روزنامه ديواري هايي كه درباره أنتِ أنتَ هستن چند تا پوستر قشنگ به ديوار چسبيده بود چه قدر خوب ميشد چه قدر باحال بود اگه سر كلاس 20دقيقه و زنگ تفريح 60 دقيقه بود ولي خب يه چيزه مدرسه خيلي خوبه اون هم اينه كه بچه ها دوباره دور هم جمع مي شن و كلي خوش مي گذره ! راستش مدرسه اونقدر ها كه گفتم بد نيست !!! خوب ديگه خدا جون حرفام تموم شد بايد برم درس بخونم تا خواب نمره هاي قشنگ رو نبينم فعلا باباي

از طرف : آني جون

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 10:54  توسط آناهیتا  | 

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 18:21  توسط آناهیتا  | 

 

برای دیدن باقی عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 14:16  توسط آناهیتا  | 

 

الهي اگر تن مجرم است دل مطيع واگر بنده بدكار است كرم تو شفيع ست.

بادا كرم تو بر همه پاينده

احسان تو سوي بندگان آينده

بر بنده ي خود گناه را سخت مگير

اي داور بخشنده بخشاينده

پروردگارا ياد تو دل را زنده كرد تخم مهر افكند ، درخت شادي رويانيد و ميوه آزادي داد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 17:32  توسط آناهیتا  | 

 

برای دیدن باقی عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 12:32  توسط آناهیتا  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 12:14  توسط آناهیتا  | 

رسول اكرم‌(ص)

هر كس در اين ماه آيه اي از قرآن تلاوت كند ثواب يك ختم قرآن به او اعطا مي شود

فضيلت ماه رمضان

حضرت رسول (ص) در خطبه ي خود آغاز ماه مبارك رمضان فرمودند:

بشارت باد بر شما ماهي را كه ساعاتش بهترين ساعات و شبهايش بهترين شبها براي عبادت است.

نفسهاي شما در اين ماه ثواب تسبيح و خوابتان ثواب عبادت دارد. بدرستيكه بدبخت و شقي كسي است كه محروم گردد از آمرزش خدا در اين ماه عظيم و ياد كنيد به گرسنگي وتشنگي در اين ماه به گرسنگي و تشنگي روز قيامت زبانها را از آنچه نبايد گفت باز داريدد وچشمها را بر آنچه نبايد ديد ببنديد.

*اعمال مشترك در ماه رمضان*

۱-خواندن دعای یا علی یا عظیم

2-خواندن دعاي هر روز ماه مبارك رمضان بعد از هر نماز

3-در وقت سحر خواندن دعاي سحر

***آداب افطار ***

*بهتر است بعد از نماز مغرب افطار كند .مگر ضعف بر او غلبه كرده يا جمعي منتظر او باشد.

* با خرماي حلال افطار كند اگر نبود با آب گرم يا حلوا خواندن

سوره ي قدر بعد از آن ثواب افطار دادن به روزه داران است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 14:2  توسط آناهیتا  | 

خدایا دستها همه برای نیایشت بالا می روند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 17:56  توسط آناهیتا  | 

دعا ؛ خواندن و نیایش کردن و پرستش خالق است، دعا انسان را به مبدأ هستی متصل می‌سازد و ایجاد امید و نوید در زندگی خواهد نمود و در رسیدن به کمال مطلق و فضای نامتناهی زیبائی‌ها و صفات جمال و جلال نقش بسزایی دارد.

دعا ؛ ذکر محبوب و معشوق حقیقی است که همه آمال و آرزوی عاشق در رسیدن به او نهفته است و در این راه سر از پا نمی‌شناسد، گاه زمزمه می‌کند، گاه فریاد می‌زند، گاه اشک می‌ریزد و گاه می‌خندد گویا همه چیز در نزد او ذکر محبوب و معشوق است. برای او پنهان و آشکار یکی است، آنچه را در خلوت می‌کند همان را در آشکارا و جلوت انجام می‌دهد، همه عالم را محضر او می‌داند و خود را در مرآ و منظرش می‌بیند و به قول عارف همدانی (بابا طاهر):

به صحرا بنگرم صحرا تو وینم / به دریا بنگرم دریا تو وینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت / جمال از قامت رعنا تو وینم

راستی حیات بشر چیزی غیر از دعا و ارتباط با خالق و رازق و پروردگار جهانیان است؟! چنانچه زندگی ممزوج و آمیخته با دعا و ذکر و گفتگو و نیایش نیازمندانه آفریده با آفریدگار نباشد با حیات دیگر حیوانات و نباتات و حتی جمادات تفاوتی خواهد داشت؟!

آیا آنان همانند بسیاری از انسان‌ها در خوردن، آشامیدن، خوابیدن، تولید مثل داشتن، ارضاء غرائز جنسی، حفظ کردن خود از سرما و گرمای آزاردهنده، تلاش برای بدست آوردن نیازها و ساختن آشیانه و پناهگاه تلاش و کوشش ندارند؟! پس اگر در زندگی، ما هم به همین مقدار بسنده کنیم و دعا و ذکر صفات رحمانی را در خود تجلی ندهیم، تفاوتی با دیگر موجودات نخواهیم داشت.

در پاسخ به آنچه گذشت باید گفت: تنها فصل ممیز برای انسان و اخلاق انسانی با دیگر موجودات، دعا و نیایش است. دعا، به انسان هستی می‌بخشد، او را حیات می‌دهد و ابدیت و جاودانگی‌اش را  تأمین می‌کند.

پیشوای عارفان و زینت‌بخش همه عابدان در آغازین سطور صحیفه سجادیه مفاهیم بلندی را درباره دعا می‌آورد، او ابتدا مبدأ هستی را معرفی می‌کند و بعد هم نعمت‌های فراوانش را برمی‌شمرد و بزرگترین نعمت را ارتباط با خالق که همان دعا است می‌داند.

امام العارفین جملات برگرفته از وحی را انشاء می‌کند و فرزند برومندش معصوم هفتم باقرالعلوم (علیه السلام) آن را چنین به نگارش در می‌آورد:

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ بِلَا أَوَّلٍ كَانَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ بِلَا آخِرٍ يَكُونُ بَعْدَهُ الَّذِي قَصُرَتْ عَنْ رُؤْيَتِهِ أَبْصَارُ النَّاظِرِينَ، وَ عَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ أَوْهَامُ الْوَاصِفِينَ. ابْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِدَاعاً، وَ اخْتَرَعَهُمْ عَلَى مَشِيَّتِهِ اخْتِرَاعاً. ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَرِيقَ إِرَادَتِهِ، وَ بَعَثَهُمْ فِي سَبِيلِ مَحَبَّتِهِ... تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ، وَ تَظاَهَرَتْ آلَاؤُهُ، لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْأَلُونَ.

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلَى مَا أَبْلَاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَةِ، وَ أَسْبَغَ عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَةِ، لَتَصَرَّفُوا فِي مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ، وَ تَوَسَّعُوا فِي رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ. وَ لَوْ كَانُوا كَذَلِكَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِيَّةِ إِلَى حَدِّ الْبَهِيمِيَّةِ فَكَانُوا كَمَا وَصَفَ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا.»

سپاس پروردگاری را که مبدأ همه هستی است بدون آنکه قبل از او مبدئی باشد و پایان‌بخش و منتهایی است که همه چیز به او منتهی می‌گردد بی آنکه بعد از او آخری باشد، خدایی که چشم بندگان از دیدن او ناتوان و عاجز است و اندیشه وصف‌کنندگان از توصیف او درمانده می‌باشد موجودات را به دست پرقدرت خود به گونه‌ای شایسته آفرید و آنان را بر اساس خواست خود صورت بخشید، آنگاه همه خلائق را در راه اندیشه خویش راهی ساخت و در مسیر عشق به خود برانگیخت... جلوه‌های نام او پاک و منزه است و نعمت‌هایش پی‌در‌پی شامل حال مخلوقات است، آنچه را انجام می‌دهد کامل است، کسی نمی‌تواند از او پرسش کند اما او از همه چیز، حق پرسش (در برابر نعمت‌های داده شده‌اش را) دارد، پس همگی در معرض پرسش او قرار خواهند گرفت.

سپس فرمود: ستایش خداوندی را که اگر بندگانش را از شناخت سپاسگزاری بر عطاهای پی‌در‌پی و نعمت‌های کاملش محروم می‌ساخت، نعمت‌های او را مصرف می‌کردند و حمد و ستایش او را نمی‌نمودند و از روزی او بهره‌مند می‌شدند ولی تشکر نمی‌کردند.

اگر چنین اتفاقی می‌افتاد آنان از مرزهای انسانیت خارج شده و به مرز حیوانیت و زندگی چهارپایان می‌رسیدند و این همان مطلبی بود که خود در قرآن کریمش چنین توصیف کرده است: زندگی آنان چیزی جز زندگی چهارپایان نیست، بلکه از چهارپایان نیز گمراه‌تر هستند!

ما نبودیم و تقاضامان نبود / لطف تو ناگفته ما می‌شنود

ای دعا از تو اجابت هم ز تو / ایمنی از تو مهابت هم ز تو

مفهوم دعا
واژه «دعا» از «دَعَوَ»  گرفته شده و برای آن معانی گوناگونی ذکر شده است. (دعا) به معنای آن چیزی است که بواسطه آن پروردگار را می‌خوانند و او را صدا می‌زنند، همانطوری که آمده است: فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ؛ پس فرا خواند پروردگارش را که همانا مغلوب شدم (شکست خوردم) پس یاری کن مرا.

جمع دعاء را «ادعیه» دانسته‌اند، رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ ؛ پروردگارا بپذیر دعای مرا.

و دعا به معنای خواندن و استمداد و کمک خواستن نیز می‌باشد همانطوری که می‌خوانیم: «ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ »؛ شما از گواهان بر خود از غیر خدا استمداد بجوئید و درخواست کمک کنید.

و باز دعا به معنای «دعوت کردن» می‌باشد. در قرآن کریم می‌خوانیم؛ «وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ» ؛ خداوند شما را به سوی بهشت برین دعوت می‌کند.

و گاهی هم به معنای سؤال و پرسش آمده؛ «قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها» ؛ گفتند آنان بپرسید از پروردگارتان برای ما تا روشن کند رنگ پوست (آن گاو) چگونه باشد.

و در برخی از کتاب‌های لغت آمده است: الدعاء ای الرغبة الی الله، دعا یعنی تمایل یافتن بنده و رغبت پیدا کردن عبد به خالق است، حال این رغبت ممکن است با زبان حال و یا زبان قال جلوه و ظهور پیدا کند

و برخی هم «دعا» را عبادت دانسته‌اند؛ یعنی خضوع، اطاعت و بندگی شخص در برابر مولا و ولی نعمت. در ذیل آیه شریفه: ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ... آمده است: الدعاء هو العبادة یعنی اطاعت کنید مرا که اطاعت و بندگی شما را می‌پذیرم.

محورهای چهارگانه دعا
حال از مجموعه آنچه در آیات قرآن و گفتار اهل لغت گذشت می‌توان گفت: دعا دارای چهار محور اساسی ژرف و عمیقی است که حیات بشر بدان بستگی دارد و بدون آنها از جلگه انسانیت خارج می‌گردد.

   1ـ حمد و ثنای خالق
در این محور انسان به هنگام دعا و مناجات و توجه پیدا کردن و استمداد طلبیدن، تنها خالق هستی را می‌بیند و او را منعم و ولی نعمت خویش می‌داند که این مستلزم یگانه‌پرستی و توحید محض است. زیرا جملاتی همچون؛ اللهمّ رَبَّنَا وَ لَكَ الْحَمْد  ؛ بار خدایا پروردگارا، سپاس، خضوع و کرنش فقط از آن توست و یا جمله «سمع الله لمن حمده الله اکبر» ؛ هر کسی هر گونه تشکری را اظهار کند خداوند می‌شنود، خداوند برتر از همه چیز است.

و یا جمله «أدعوك يا الله يا نورا في نور و نورا إلى نور و نورا فوق نور و نورا تحت نور يضي‏ء به كل نور و كل ظلمة و يطفأ به شدة كل شيطان و سلطان»  ؛ می‌خوانم تو را، استعانت می‌جویم از تو ای خدا، ای نوردهنده هر درخشندگی و ای کسی که همه انوار از آن توست و ای نوری که بر همه انوار برتری دارد و ای نوری که اساس و بنیاد دیگر نورها هستی، به سبب وجود تو هر نوری درخشنده می‌شود و هر تاریکی نور می‌گردد و هر مکر و حیله و خیانتی که از سوی شیاطین و قدرتمندان منعقد شده و پیش‌بینی گردیده، نابود می‌گردد و...

امثال جملات فوق در دعاهای مشترک بین مسلمانان و موحدان، مستلزم توحید و یگانه پرستی است.

   2ـ درخواست نعمت و رحمت‌
در این بخش خواننده نیازمندی‌ها را مشاهده می‌کند و یا آنچه را که فضل و رحمت واسعه حق‌تعالی ایجاب می‌کند می‌بیند. در این دعاها گرچه خود را لایق نمی‌داند و درک می‌کند آنچه را که درخواست دارد نسبت به خالق حقی ندارد بلکه چنانچه عطا کند فضل و زیاده و رحمت از خداوند خواهد بود. همانند آنچه امام جعفر صادق(ع) در روزهای ماه رجب به محمد بن زکوان (معروف به محمد سجاد) تعلیم داد و فرمود آن را بعد از هر نماز بخوان:

يا من أرجوه لكل خير و آمن سخطه عند كل شر يا من يعطي الكثير بالقليل يا من يعطي من سأله يا من يعطي من لم يسأله و من لم يعرفه تحننا منه و رحمة أعطني بمسألتي إياك جميع خير الدنيا و جميع خير الآخرة و اصرف عني بمسألتي إياك جميع شر الدنيا و شر الآخرة فإنه غير منقوص ما أعطيت و زدني من فضلك يا كريم ؛ ای امیدبخش همه خوبی‌ها و ای امان‌بخش از خشم در برابر بدیها، ای آنکه در برابر اعمال قلیل و اندک پاداش فراوان عنایت کنی ای آنکه عطایت شامل کسانی است که از تو بخواهند و یا نخواهند و حتی آنانی که تو را نشناسند که این از جهت مهرورزی و رحمت توست، عطا کن بر من خواسته و نیاز مرا که تمام خوبی‌های دنیا و خوبی‌های آخرت است و دور گردان از من همه بدی‌های دنیوی و اخروی را، پس همانا آنچه را عنایت کنی هیچگونه کاستی ندارد و زیاده بخش بر من از فضل و کرم خود ای بخشنده بزرگوار.

محمد بن زکوان می‌گوید: امام (علیه السلام) محاسن شریف خود را در دست گرفت و با حرکت دست راست و انگشت سبابه خود به سمت چپ و راست می‌فرمود: يا ذا الجلال و الإكرام يا ذا النعماء و الجود يا ذا المن و الطول حرّم شيبتي على النار ؛ ای بزرگوار و ای کریم، ای صاحب نعمت‌ها و بخشش‌ها، حرام گردان موی سفید مرا بر آتش دوزخ و آن را مسوزان (صورت مرا مسوزان).

امثال این دعا به صورت مختصر و مفصل فراوان است که بیشتر از این مقدار در این مختصر نگنجد.

همچنین امیرمؤمنان (ع) با رازق و خالق خود چنین سخن می‌گوید:

الهی أنت ذوفضل و مَنٍّ / و أنّی ذوخطایا و اعف عنّی

فظنّی فیک یا ربّی جمیل / فحقّق یا الهی حسن ظنّی

پروردگارا، تو دارنده برتری‌ها و نعمت‌های فراوانی/و من بنده‌ای خطاکارم که اشتباهات زیادی مرتکب گردیده، ببخش مرا/خدای من نسبت به تو خوش گمانم/پس این خوش‌گمانی را تحقق بخش.

   3ـ درخواست آمرزش و مغفرت

در این محور آنچه بر خلاف دستورات خالق یکتا از انسان سر زده و یا گناه و معصیت تلقی گردیده باشد مطرح می‌گردد. مسلّم طلب آمرزش بنده را به مبدأ هستی نزدیک می‌کند و احساس تقرب می‌نماید، و برای خویشتن آرامش می‌آفریند. در قرآن کریم می‌خوانیم:

رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الأَْبْرارِ ؛ پروردگارا بیامرز ما را و پرده‌پوشی کن کارهای زشت ما را و ما را با نیکان محشور فرما.

رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ ؛ پروردگارا آنچه را بر پیامبرانت وعده کردی به ما عنایت کن و در روز قیامت ما را خوار و ذلیل مگردان زیرا تو بر خلاف وعده‌هایت رفتار نخواهی کرد.

و نیز می‌خوانیم:

رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ ؛ بار خدایا بر نفس خویش ستم روا داشتیم، ما را بیامرز چنانچه ما را نبخشی و بر ما ترحم نکنی هر آینه ما در جمله زیان‌دیدگان خواهیم بود

مولای متقیان علی (ع) درخواست بخشش از پروردگار را چنین بیان می‌کند:

الهی لاتُعَذّبنی فإنّی / مُقرّ بالّذی قد کان منّی

و ما لی حیلة الّا رجائی / بعفوک إن عَفَوتَ و حسن ظنّی

پروردگارا، مرا عذابم مده/همانا بر آنچه انجام داده‌ام اعتراف دارم/چاره و راهی غیر از امید بر عفو تو برایم نیست/ اگر بخشیدی و عفوم کردی که این گمان خوش را نسبت به تو دارم

   4ـ توجه به نیازمندی‌ها و گرفتاری‌های جمعی:
در محور چهارم کسی که با خالق به مناجات برمی‌خیزد و او را مبدأ همه موجودات عالم می‌داند و زندگی خود را از دیگر انسان‌ها و موجودات جدا نمی‌سازد، برای بدست آمدن نیازمندی‌های خود و دیگر افراد و برطرف شدن گرفتاری‌های آنان و خویشتن دعا می‌کند و طرح مشکلات دیگران را در دعاها و نیایش با خالق بر خویشتن مقدم می‌دارد و برای رفع گرفتاری‌های آنان، دعا بیشتر می‌نماید و نیازمندی‌های خود را در مرحله بعد می‌بیند که این روش، سیره خاص اولیای خداست.

امام حسن مجتبی(ع) می‌گوید در خُردسالی شاهد دعاهای جانسوز مادرم زهرا(س) بودم، او مناجات‌های طولانی داشت که گاه ساعت‌ها وی را مشغول می‌نمود. اشک‌ها می‌ریخت، تضرع می‌نمود، ارتباط خاصی را با خالق هستی برقرار می‌کرد، در بامداد جمعه (آدینه) می‌فرمود:

«اللهم اجعلنا من أقرب من تقرب إليك و أوجه من توجه إليك و أنجح من سألك و تضرع إليك اللهم اجعلنا ممن كأنه يراك إلى يوم القيامة الذي فيه يلقاك و لا تمتنا إلّا على رضاك اللهم و اجعلنا ممن أخلص لك بعمله و أحبك في جميع خلقك اللهم صل على محمد و آل محمد و اغفر لنا مغفرة جزما حتما لا نقترف بعدها ذنبا و لا نكتسب خطيئة و لا إثما اللهم صل على محمد و آل محمد صلاة نامية دائمة زاكية متتابعة متواصلة مترادفة برحمتك يا أرحم الراحمين» ؛

پروردگارا ما را از نزدیکترین کسانی که طلب تقرب می‌نمایند قرار ده و از موجّه‌ترین آنان گردان و پیروزی بیشتر را نصیب سائلان و تضرع‌کنندگان گردان. بار خدایا ما را از کسانی قرار ده که گویا تو را تا پایان جهان [قیامت] می‌بینند، کسانی که در آن روز تو را ملاقات می‌کنند و نمیران ما را مگر بر اساس خوشنودی خود. بار خدایا ما را از کسانی قرار ده که با اعمال خویش خلاصه در تو می‌گردند و محبوبترین آفریدگان در نزد تو می‌شوند. پروردگارا بر محمد و آل محمد درود فرست. و ما را بیامرز، آمرزشی که بعد از آن گناه بین ما و تو فاصله ایجاد نکند و ما را گرفتار اشتباه و لغزش نسازد. بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست درودی پُربار، تزکیه‌کننده، پی‌درپی، متصل و همیشگی. این عنایات را با مهربانی و رحمت خودت عطا فرما ای برترین ترحم کننده.

امام مجتبی(ع) می‌فرماید: مادرم به هنگامی که در بستر رحلت افتاده بود و از درد و شدت جراحات پهلو می‌نالید باز هم دعای نیمه شب او بدرقه همسایگان، دوستان و شیعیان و افراد گرفتار و مبتلای جامعه انسانی بود.

می‌فرمود: رَأَيْتُ أُمِّي فَاطِمَةَ ع قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا لَيْلَةَ جُمُعَتِهَا فَلَمْ تَزَلْ رَاكِعَةً سَاجِدَةً حَتَّى اتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ وَ سَمِعْتُهَا تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ تُسَمِّيهِمْ وَ تُكْثِرُ الدُّعَاءَ لَهُمْ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا بِشَيْ‏ءٍ ؛ مادرم فاطمه(س) را شب‌های جمعه در میان محراب عبادت می‌دیدم که پیاپی در رکوع و سجود بسر می‌برد تا سپیده صبح آشکار ‌گشت و با گوش خود می‌شنیدم که برای مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد و از خداوند درخواست رحمت و مغفرت و گشایش برای آنان می‌نمود که در اکثر اوقات ادامه داشت لکن به خویشتن و سلامتی خود توجهی نداشت و برای شفای خود و برطرف شدن گرفتاری‌ها دعایی ننمود.

امام(ع) فرمود: سؤالی کردم؛ لِمَ لَا تَدْعین لِنَفْسِكِ كَمَا تَدْعین لِغَيْرِكِ؟! مادرم، چرا برای خویشتن دعا نمی‌کنید همان گونه که برای دیگران دعا می‌نمائید؟

فاطمه اطهر(س) جواب داد: يَا بُنَيَّ الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ ؛ ای فرزندم ابتدا برای همسایگان (دیگران) سپس برای خانه و صاحبان خانه.

در پایان باید گفت: محورهای چهارگانه در بسیاری از ادعیه مأثوره مشهود است و همین امر سبب شده بسیاری از مردم جهان چون دعا و مناجات و نیایش‌های معصومان را می‌شنوند، با خضوع و خشوعی قلبی می‌پذیرند. سخنان مفسر بزرگ مصری مرحوم طنطاوی صاحب تفسیر «الجواهر فی تفسیر القرآن» درباره صحیفه سجادیه، نمونه‌ای از صدها اعتراف است:

صحیفه یگانه کتابی است که در آن علوم و معارف و حکمت‌ها وجود دارد که در غیر آن یافت نمی‌شود، این بدبختی مردم مصر است که تاکنون از این اثر گرانبها و جاوید نبوی آگاه نبوده‌اند، من هر چه در آن می‌نگرم آن را بالاتر از کلام مخلوق و پائین‌تر از کلام خالق می‌بینم.

براستی دعاهایی همانند ابوحمزه ثمالی، جوشن کبیر، دعای امام حسین(ع) در روز عرفه، دعاهای صحیفه سجادیه و مناجات خمسه عشر و مناجات شعبانیه و... انسان را به عالمی دیگر می‌برد و انسان ناسوتی را لاهوتی و سپس ملکوتی می‌نماید و به او هویت و آرامش می‌بخشد و او را از کوه سرسخت‌تر و از آتش گداخته‌تر در برابر امواج مسموم بیگانگان خواهد نمود.

نیایش در مکتب اهل بیت(ع)
روی آوردن به دعا و نیایش از سوی حاملان وحی، آنانی که خود محط نزول آیات الهی و مخزن دانش حضرت حق ـ جل و علا ـ هستند برای بسیاری از افراد اعجاب و شگفتی داشته است.

آنان به هنگامی که می‌خواستند سخن باری تعالی را بشنوند قرآن تلاوت می‌کردند و یا آن را استماع می‌نمودند و به یاران نزدیک خویش این توصیه را داشتند ولکن آنگاه که اراده می‌کردند با خالق هستی راز و نیاز کنند و خود کلیم حضرت حق گردند و توحید را در وجود خویش تجسم بخشند و در میان جمع از جمع بیگانه شوند و به او بپیوندند و خود درخواست‌کننده سائل متضرع و مبتهل الی الله گردند دعا می‌خواندند و کلماتی که از اعماق جانشان برمی‌خواست که در آنها جلوه بندگی، خضوع و فناء فی الله مشاهده می‌شد، بر زبانشان جاری می‌گشت. آنان با شروع دعا چنان حالی را می‌یافتند که همه علائق و پیوندهای مادی به فراموشی سپرده می‌شد، گویا از نسل انسان‌های خاکی نیستند بلکه از فرشتگان می‌باشند و ماهیت دیگری دارند.

براستی زیباترین جلوه‌های نیایش و راز و نیاز در ادعیه‌ای است که توسط ائمه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) انشاء گردیده و به امت اسلامی درس چگونه راز و نیاز کردن و التماس مخلوق از خالق را آموزش دادند.

مگر دعا، ذکر و نیایش چه جایگاه رفیع و والایی دارد که زیباترین حالت انبیاء و اوصیاء و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) زمان دعا و سخن گفتن آنان با خداوند حکیم لایزال است، در مکتب آنان جایگاه عظیم دعا چنین معرفی شده است:

* دعا؛ فروغ‌بخش همه آسمان‌ها و زمین‌ها (کرات) است.

* دعا؛ کلید همه موفقیت‌ها و پیروزی‌هاست.

* دعا گردنبند رستگاری است.  (که هر کس را در کمند خویش انداخت سعادت دنیا و آخرتش را تضمین کرد و هرگز پستی و بیچارگی به سراغش نرفت)

* دعا؛ در اعماق وجود خواننده و شنونده اثرگذار است و از نیزه پولادین و سلاح‌های آهنین اثربخش‌تر است

* دعا؛ شفابخش همه امراض و ویروس‌های جسم و روح و روان است.

* دعا؛ کلید رحمت و شفابخش زاهدان و امیدوارکننده عابدان و بندگان است.

* دعا؛ گرفتاری‌های حتمی را تغییر می‌دهد(و چه بسا آن را تبدیل به نعمت کند)

* دعا؛ ابزار دفاعی هر مؤمن در برابر تهاجم‌های بیگانگان و شیاطین است.

* دعا؛ ستون خیمه دین و دینداری است

* دعا؛ بالاترین مرحله اخلاص و بندگی در نماز است.

* دعا؛ بندگی، خضوع و خشوع و عین عبادت است.

* دعا؛ پیوند بخش و سامان‌دهنده عبادت (و بندگی خدا) است.

پس دعا همه هستی انسان و بشریت است و قرآن صاعد است و هر آنچه را امامان و پیشوایان معصوم(ع) فرمودند تفسیر و تعبیر دیگری از آیه شریفه ذیل است:

قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً ، بگو [ای پیامبر] پروردگارم برای شما هیچگونه ارج و ارزشی قائل نیست چنانچه دعا و نیایش در میان شما نباشد، شما خداوند و پیامبران را تکذیب کردید و ارتباط خویش را قطع نمودید که این عمل ناشایست دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد.

امنیت جهانی در پرتو دعا (ارتباط با خدا)
انسان امروزی علی رغم در اختیار داشتن امکانات مادی و تکنولوژی و برخورداری نسبی از رفاه در همه ابعاد زندگی به علت محروم بودن از برکات و لذائذ مناجات با خدا و خالق خویشتن در بن بست و گرفتاری‌های روحی بسر می‌برد و اضطراب شدید او را محاصره نموده است و روح تکاملی و رو به بی‌نهایت او هرگز با بهره‌مندی‌های مادی سیراب نمی‌گردد و بی‌معناترین و پوچ‌ترین زندگی‌ها را تشکیل داده است، همانطوری که خداوند مهربان هدف نهایی از خلقت جن و انس را پرستش و عبادت ذات مبارک خویش دانسته و آنجا که دعا و عبادت نباشد امتیازی بر سایر حیوانات ندارد بلکه با گره خوردن مکر، حیله و شهوات حیوانی با اندیشه شیطانی محیط از امنیت کمتری برخوردار است و تهدید بیشتر خواهد شد. چنانچه در عالم حیوانات گرگی چند گوسفند بدرد و یا شیری چند آهو را خوراک خود قرار دهد، امروز و دیروز انسان منهای دعا و اخلاق عبادی صدها هزار بلکه میلیون‌ها نفر را بکام مرگ برده و بالاتر آنکه نسلی را تهدید می‌کند و با سلاح‌های کشتار جمعی امنیت را از دیگران می‌گیرد. جامعه آمریکا و اروپا و یا آفریقا منهای دعا و نیایش جنگلی است که برای همیشه ضعیف، پایمال و نابود است و چهره‌های متول و قدرتمند حیوانی آنان، زالو صفت خون مستضعفان را می‌مکند و اجازه تنفس به پابرهنگان خود نمی‌دهند. آنان برای خود حد و مرزی اخلاقی معتقد نیستند تا تجاوز و چپاول را خلاف بدانند و استعمار دیگران را تعطیل کنند. آنان گاهی با تجاوز علنی، گاه با ایجاد مراکز فساد و گاه با کشتن اندیشمندانی که چراغ راه هدایتند به زندگی مادی خویش جلوه بیشتری می‌دهند و از هیچگونه استعباد و استثمار کوتاهی نمی‌کنند گرچه واژگان: آزادی، دمکراسی و جلوگیری از تولید سلاح‌های کشتار جمعی را شعار خود قرار داده‌اند. آنان برای چپاول دیگر کشورها در داشتن و تولید هر گونه سلاح سمی، کشتار جمعی آزادند و در مصونیت محض بسر می‌برند ولکن دیگران که ممکن است روزی در برابر تجاوز آنان بایستند باید در ممنوعیت کامل بسر برند.

دکتر اسعد علی اسعد رئیس هیئت نویسندگان ادب عربی در کشورهای آمریکا، انگلستان و فرانسه در بحث شعار دمکراسی و اخلاق انسانی در آمریکا می‌نویسد:

در شهر نیویورک در یک شب چند ساعت قطعی برق بوجود آمد، در آن مقطع کوتاه در یک منطقه محدود تجاوز و تعدی از قبیل سرقت، تجاوز به عنف به قدری بالا بود که بر اساس آمار در هر دقیقه هفت جرم و جنایت صورت گرفت. این از پایگاه تمدنی که مدعی صدور دموکراسی است، بسیار تعجب‌آور است، جایی که در آنجا بر اساس آمار، کتاب «حقیقتی که شما را به زندگی جاوید رهبر می‌کند» در صد میلیون نسخه چاپ می‌شود و به 115 زبان منتشر می‌گردد!!

آیا برای تغییر اینگونه جوامع و ایجاد امنیت اخلاقی در آنها، راهی غیر از آشنایی با اخلاق الهی و توجه به ارتباط انسان با خالق وجود دارد؟! مسلم نه.

پس تنها نیایش و دعا و ارتباط با خالق هستی که جامع صفات کمالیه است، انسان را از ددمنشی دور می‌کند و او را متخلق به اخلاق فطری می‌نماید.

راستی، صداقت، زندگانی مسالمت‌آمیز، محبت و دوستی، مساعدت به یکدیگر، دست‌گیری انسان‌های ضعیف، شکوفایی فطرت سالم، آرامش و امنیت در سایه این امر محقق می‌شود.

با یک نگاه کلی به کشور ایران اسلامی خود و مقایسه حوادث در خلال یازده ماه با ماه مبارک رمضان این امر روشن می‌گردد. هر سال نیروی انتظامی اعلان می‌دارد آمار ارتکاب جرائم، سرقت‌ها، اختلافات و... در ماه رمضان تقلیل می‌یابد و مراکز دادرسی همچون دادگستری‌ها و دادگاه‌ها خلوت می‌گردد و تعداد این‌گونه امور بسیار کم می‌شود.

مسلم تقلیل جرائم اخلاقی چیزی جز به برکت روزه، دعا، نیایش و توبه و بازگشت به سوی حق نیست.

چرا دعای بعضی‌ها به اجابت نمی‌رسد؟
در پایان جهت تیمن و تبرک این بحث و ارتباط طهارت جسم و روح انسانی با دعا و نیایش و شرایط استجابت دعا و فراهم شدن مقدمات پاکی‌ها در شخص و اشخاص نیایش‌کننده با خالق هستی، حدیثی را از مولی الموحدین و امام المتقین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می‌آوریم:

شخصی محضر امیر مومنان(ع) رسید او از مستجاب نشدن دعاهای خود شکوه کرد و عرضه داشت:

با اینکه خداوند متعال وعده داده «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» دعا کنید، خواسته‌های خود را با من در میان بگذارید من اجابت می‌کنم، چرا دعاهای ما به اجابت نمی‌رسد؟ و پاسخ داده نمی‌شود؟

امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود: إِنَّ قُلُوبَكُمْ خَانَتْ بِثَمَانِ خِصَالٍ؛ همانا قلب‌ها و اندیشه‌های شما را هشت چیز فرا گرفته و سبب خیانت و عدم پذیرش دعا شده است:

1ـ شما خدا را می‌شناختید ولکن حق خالقتان را ادا نکردید آنگونه که سزاوار بود، پس شناخت او شما را سودی نبخشید.

2ـ شما به پیامبر و فرستاده او ایمان آوردید ولی با سنت و روش او مخالفت کردید و شریعت و دین او را کنار گذاشتید، پس ثمره و نتایج مترتبه بر ایمان شما کجاست؟

3ـ کتاب (قرآن) او را خواندید ولی به آن عمل نکردید با اینکه اقرار کردید شنیدیم و اطاعت و پیروی کردیم و بعد مخالفت نمودید.

4ـ شما می‌گویید از مجازات و کیفر الهی می‌ترسید اما همواره کارهایی می‌کنید که شما را به آتش الهی نزدیک‌تر می‌سازد، پس کجاست ترس شما از آتش جهنم؟

5ـ می‌گویید به بهشت الهی علاقمند هستید اما همواره کارهایی انجام می‌دهید که شما را از آن نعمت بزرگ محروم می‌کند و دورتان می‌دارد، پس تمایل و رغبت شما به بهشت او کجاست؟

6ـ نعمت‌های خدا را می‌خورید و شکر نعمت را بجا نمی‌آورید (تا آن را ازدیاد بخشد و دعای شما را مستجاب گرداند).

7ـ همانا خداوند فرمان داد تا با شیطان دشمنی ورزید و او شیطان را دشمن شما معرفی کرد اما شما طرح دوستی ریختید و به ظاهر ادعای دشمنی با شیطان کردید ولی در مقام عمل با او مخالفتی نداشتید.

شما عیب‌ها و زشتی‌های مردم را جلو چشم خویش (تابلو) قرار دادید و عیوب خود را پشت سر افکندید و آنان را نادیده گرفتید. با همه این احوال چه کسی از شما سزاوارتر است که خود را ملامت کند...

با این وضعیت چگونه انتظار دارید دعایتان به اجابت برسد؟ در حالی که خودتان درهای اجابت را بر روی خود بسته‌اید؟!

تقوا پیشه کنید، اعمال خویش را اصلاح نمائید، امر بمعروف و نهی از منکر کنید تا دعاهای شما به اجابت رسد.

مولانا (ره) گفت:

اخسئوا   آید جواب آن دعا / چوب رد باشد جزای هر دغا

گر حدیثت کج بود معنیت راست / آن کجیّ لفظ، مقبول خداست

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حج الاسلام و المسلمین زمانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 17:51  توسط آناهیتا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 9:23  توسط آناهیتا  | 

 


 

سفارش امام زمان علیه السلام به دعا برای ظهور و فرج، «اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم . برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید که همان فرج شماست» و سفارش به نوشتن کتاب در فوائد دعا (مکیال المکارم)، نشان از برجستگی خاص دعا و نقش آن در تعجیل فرج است.

دعا از دو جهت در فرج و ظهور نقش ایفا می نماید. یکی نقش و تأثیرات دعا و دیگری فضاسازی اجتماعی و فردی و آماده کردن فضا برای ظهور.

اول؛ نفس دعا:

دعا اثرات بسیار شگرفی بر زندگی انسان و روح و روان او دارد. دعا انسان را به خدا نزدیک می نماید. او را بنده خدا می کند. به او امید و تحرک می دهد. رابطه انسان با خدا مستحکم و قوی می گردد. و آثار و فواید بسیار دیگری که در این مقاله نمی گنجد. اما آنچه مهم است اثرات دعا بر فضاسازی جامعه برای آمادگی ظهور است که بدان می پردازیم.

دوم؛ فضاسازی فردی و اجتماعی:

دعایی که مورد نظر امام زمان علیه السلام است دعایی است که قابل اجابت باشد و الا دعاهای بی روح و بی محتوا تأثیر آنچنانی برای فرج ندارد.

لذا دعا کننده باید اول خویش را به درجه اجابت دعا برساند سپس دعا نماید. و آماده کردن شرایط دعا خود موجب آماده شدن شرایط ظهور می گردد که بدانها اشاره می کنیم:

1- معنوی شدن جامعه

از آثار مهم دعا معنوی شدن جامعه اسلامی است. جامعه ای که راز و نیاز و درخواست در آن متبلور است قطعاً جامعه ای است که معنویت در آن موج خواهد زد و این برای ساخت فضای ظهور بسیار مناسب خواهد بود.

2- شرایط برای اجابت دعا

هرکس که بخواهد دعایش مستجاب شود باید شرایط استجابت را در خود فراهم نماید که هرکدام در اصلاح جامعه نقش مهمی را ایفا می نماید. این شرایط عبارتند از:

الف) بنده خدا شدن

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إذ سألک عبادی عنی فأنی قریب اجیب دعوه الداع إذا دعان». برای استجابت دعا اول باید بنده خدا شد.

بنده خدا شدن یعنی انسان کاملا مطیع خدا شده و تمام کار و عملش در جهت جلب رضای او باشد. و این به تمام کارهای انسان جهت خدایی می دهد. درس خواندن، تدریس، پزشکی، مهندسی، صنعت و... همه در مسیر الهی قرار می گیرد و جامعه، جامعه ای الهی می گردد.

ب) اقتصاد حلال

در حدیث قدسی نقل شده است که خداوند متعال فرمود: من استجابت دعا را در روزی حلال قرار داده ام، مردم در سروصدا و گریه دنبالش می روند و به آن نمی رسند.

کسب روزی حلال، خود مقدمه اصلاحات گسترده ای در زمینه های اقتصادی و غیراقتصادی خواهد شد. گرانقروشی و کم فروشی و ربا و... به فراموشی سپرده شده و انسان برای کسب لقمه حلال سعی خواهد کرد که غش را از کار و... خالی نموده و در برابر حقوقی که از بیت المال می گیرد به نحو احسن کار انجام دهد. راننده تاکسی و... همه افراد با اصلاح کسب خود هم اصلاحات اقتصادی انجام داده و هم کار خود را به سوی اصلاح پیش خواهند برد.

منشأ بسیاری از مفاسد و گناهان در جامعه مسئله پول و اقتصاد است. ایجاد بازار ربا، کلاهبرداریهای آنچنانی، اختلاس، رشوه و... که چهره جامعه را سیاه نموده است، علت اصلی آن اقتصاد است. و وقتی انسان بداند که این حربه های ناسالم تأثیر منفی بر روند کار معنوی او دارد و آن را ترک کند تا لقمه حلالی بدست آورد، ریشه اصلی این مفاسد را قطع خواهد کرد.

ج) ترک گناه

دعای انسان گنهکار مستجاب نمی گردد. حضرت موسی علیه السلام از راهی می گذشت. مردی در حال سجده بود و دعا می کرد. حضرت رفت و برگشت و دید هنوز در حال سجده است و دعا می کند. عرض کرد: خدایا اگر من بودم دعایش را مستجاب می کردم. وحی آمد ای موسی، اگر تا آخر عمر در سجده باشد دعایش را مستجاب نمی کنم چون اهل گناه است.

لذا انسان برای استجابت دعایش چاره ای جز ترک گناه ندارد و این خود باعث می شود دامنه فساد و ظلم و گناه و... از جامعه جمع شده و جامعه ای سالم بوجود آید.

و پاک شدن گناه از سطح جامعه یعنی شستن تمام نابسامانی ها و کثافات از تابلوی زندگی. و آن وقت است که:

- خانواده ها، سالم خواهند شد

- جوانان و فرزندان، سالم خواهند شد

- در مدارس تبعیض بین فرزند پولدار و فقیر نخواهد بوده و دانش آموزان پاک اند

- در ادارات دیگر گناهی نیست و حق ارباب رجوع داده می شود

- فیلمهای مبتذل از جامعه پاک می شود

- بی حجابی و بدحجابی رخت برمی بندد

و...

د) اضطرار

خداوند در قرآن می فرماید: «أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء». از شرایط استجابت دعا اضطرار است. رسیدن به این حالت، حالت استجابت دعا است و برای ظهور چاره ای جز ایجاد اضطرار نیست و آن هم باید ایجاد شود. معرفی امام زمان علیه السلام - فلسفه غیبت-، آثار وجود نازنین آن حضرت و ضرر هنگفتی که به مسلمین به خاطر غیبت می رسد خود ایجاد کننده حالت اضطرار است.

آیا می دانید امام زمان علیه السلام چقدر بخاطر غیبت ناراحتند؟

آیا می دانید اگر ظهور یک ساعت جلو بیفتد وضعیت بشر چقدر مطلوب خواهد شد؟

آیا می دانید تنها کسی که فقر را از دنیا جمع می کند، ظلم و بی عدالتی را بر می دارد، به انسان آزادی واقعی می دهد، به انسان کرامت و شخصیت می دهد، امام زمان علیه السلام است؟

آیا می دانید تنها با ظهور، دین در دنیا سیطره می یابد و و مدینه فاضله ایجاد می شود؟

آیا می دانید تنها با ظهور است که امنیت همه جا را می گیرد؟

اگر جواب این سؤالها دانسته شود حالت اضطرار واقعی پیش می آید و آن زمان ظهور است.

ه) فراهم کردن اسباب ظهور

در روایت نقل شده است که دعای بدون اسباب همانند تیر بدون کمان است. دعا کننده باید اسباب را نیز فراهم نماید. مثلا کسی که آرزو دارد در کنکور قبول شود باید تلاش کرده درس هم بخواند. کسی که منتظر فرج است و دعا می کند باید اسباب ظهور را هم فراهم نماید که اسباب ظهور اکثر آن مربوط به مردم است. چون علت اصلی غیبت عدم وجود انسانهای قدرشناس است. لذا برای ایجاد اسباب باید اقدامات زیر صورت گیرد:

1- ساختن فرد

افراد جامعه باید اول خویش را بسازند تا جزء یاران واقعی آن حضرت باشند. در روایت نقل شده که قدرت یاران امام زمان علیه السلام چهل برابر مردان امروزی است. این بدان معناست که یاران امام زمان علیه السلام در اکثر زمینه ها قدرتمندند. هم در زمینه علم و تکنولوژی و هم در زمینه اخلاق و تربیت فرزند و زندگی و...

2- ساختن و پرورش نیرو

انسان برای فراهم کردن اسباب چاره ای جز پرورش نیرو و هدایت دیگران ندارد و این تحرک عظیم اجتماعی بوجود خواهد آورد که هرکس به ساخت دیگری بپردازد. و جامعه تبدیل به مدرسه ای شود که همه سعی در ساخت و پرداخت هم دارند. و اینجاست که امربه معروف و نهی از منکر نیز تجلی یافته و جامعه ولائی آماده ظهور بوجود خواهد آمد.

و) ایجاد نشاط اجتماعی و کار

توکل بر خدا و امید به استجابت دعا از شرایط استجابت است. ایجاد روحیه توکل در یاران و منتظران امام زمان علیه السلام باعث قدرتمند شدن یاران و ساخته شدن یارانی شجاع، قوی و عزیز خواهد شد که به هیچ وجه زیر بار ظلم نرفته و هیچ هراسی به دل راه نداده و سایه الهی را روی سرخود ببینند.

و از سویی دیگر امید به استجابت دعا در انسان ایجاد نشاط نموده و روح او را صیقل داده و پویایی و تحرکی بزرگ برای ایجاد انقلابی عظیم بوجود خواهند آورد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 12:46  توسط آناهیتا  | 

   

 

برای دیدن باقی عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 13:40  توسط آناهیتا  | 

 

سحرگاهان و لحظات پاياني شب، كه متصل به سپيده دم است، بهترين اوقات براي آموزشهاي معنوي و تقويت حالات روحاني و ايجاد نشاط و جذبة ملكوتي در روح و جان آدمي است. آثار اين تمرينها در آن لحظات در روح انسان عميقتر و دوامش بيشتر است.
ابن ابي يعفور مي گويد: «به حضور امام صادق (ع) عرض كردم: قربانت شوم! بفرماييد آن ساعتي كه نزديكترين ساعات انسان به خدا است و خدا به او نزديك است كدام ساعت است؟ ` حضرت فرمودند: چون آخر شب برخيزد و در حالي كه چشمها در خواب اند، شاداب وضو بگيرد و در عبادتگاه خود بايستد و با حضور قلب و توجه دل به خدا تكبير نماز بگويد و با تلاوت قرآن دو ركعت نماز بهجاي آورد و آنگاه براي اقامة نماز برخيزد. در اين موقع، از آسمان، از جانب عرش، اين ندا برخيزد: « اَيُّها العَبدُ المُنادي رَبَّهَ اِنَّ البِرَّ لَيُنشَرُ عَلي رَأسِكَ مِن عَنانِ السَّماءِ وَالمَلائِكَةُ مُحيطَةٌ بِكَ مِن لَدُن قَدَمَيكَ اِلي عَنانِ السَّماءِ وَاللّهُ يُنادي: عَبدي لَوتَعلَمُ مَن تُناجي اِذاً ما اِنفَتَلتَ . ` »
(اي بندة خداخوان، اكنون خير و نيكي از سوي اعلاي آسمان بر سرت در حال ريزش است و فرشتگان از كنار پاهايت تا اوج آسمان اطرافت را گرفته اند؛ و خدا ندا مي كند اي بندة من، اگر بداني با كه در حال گفتگو و راز و نيازي هرگز قلب و دلت را از توجه به او برنمي گرداني.)

چو شب گردد اگر هوشياري اي دوست          نباشد خوشتر از بيداري اي دوست
چو شب گردد چو شمع محفل اي جان          به دل سوز و به چشم اشكي بيفشان
چو شب گردد به سازِ عشق برخيز          رها كن دل به زلف دلبر آويز
به همراه شباهنگان افلاك          به راه عشق تاز از بسترِ خاك
به خاك از آب چشمان آتش افروز          دل از مه طلعتان آسمان سوز
به ديده باش چون ابر گهربار          به دل سوزانتر از شمع شرربار
چو مرغ حق به دل با نالة زار          به ذكر حق سحر گردان شب تار
كه بخشندت ز الطاف الهي          ز آه شب نشاط صبحگاهي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 13:32  توسط آناهیتا  | 

ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ   اعراف:۵۵ 

پروردگار خود را به زاري و نهاني بخوانيد كه او از حدّ گذرندگان را دوست نمي دارد.

چگونه بخواهيم؟
امام زين العابدين (ع) از امام حسين (ع) نقل مي كند كه: « كانَ رسولُ اللّهِ يَرفَعُ يَدَيهِ اِذا اِبتَهَلَ وَ دَعا كَما يَستَطعِمُ المِسكينُ .» (در هنگام تضرع به درگاه خداوند، عادت پيامبر (ص) بر اين بود كه دو دست مبارك خود را همان گونه كه بينوايي درمانده طعام مي طلبد بالا مي برد و دعا مي كرد.)
ادب دعا آن است كه دعا آهسته مطرح شود و صداي بلند در دعا برخلاف ادب است. هر كس دريابد كه خداوند نزديك است روش دعا كردن براي او روشن مي شود و خدا را آهسته مي خواند و اطمينان دارد كه خداوند به همة نيازهاي او آشناست؛ و اگر ما نياز خود را با دعا براي او طرح مي كنيم، به اين دليل است كه خودش خواسته و فرمان داده.
قرآن در خصوص ادب ذكر و دعا فرموده است: «همواره به ياد خدا باش. ياد خدا را در دل و نام او را بر لب آرام و آهسته در هر بامداد و شامگاه جاري كن»؛ «اين يادي از رحمت پروردگار تو دربارة بنده اش زكرياست، آنگاه كه پروردگارش را آهسته ندا كرد.» زينت دعا به اين است كه دعا كننده تضرع و ناله كند؛ چون اگر با ناله همراه نباشد، معلوم مي شود كه دعا كننده به وسايل خود متكي است و نه به فضل و رحمت خداوند.
البته گاهي بنده احساس دوري مي كند و خدا را ندا مي كند و او را صدا ميزند. آنجا هم خداوند با لبيك گفتن او را جواب مي دهد: « يُجيبُهُم اِذا ناجُوهُ وَ يُلَبّيهِم اِذا نادُوهُ .»
پيامبر اكرم (ص) در خطبة شعبانيه فرمودند: «به هنگام نماز دستها را به دعا بلند كنيد كه بهترين لحظاتي كه خدا با رحمت به بندگانش مينگرد همين لحظات است.» بر طبق روايات و سنت معصومان : ، مستحب است كه بعد از دعا، دستها را بر سر و صورت كشيد؛ زيرا لطف خداوند به اين دستها پاسخ داده است. دستي كه به سوي خداوند دراز شود يقيناً خالي برنمي گردد؛ زيرا او با حيا و بخشنده است و شرم دارد از اين كه بنده به سوي او دست بگشايد و دست خالي برگردد؛ و دستي كه عطاي الهي را دريافت كرد گرامي است. لذا خوب است آن را به سر و صورت كشيد.

چرا موقع دعا به جانب آسمان توجه مي كنيم؟
قرآن مي فرمايد: «مشرق و مغرب از آنِ خداست. پس به هر سو رو كنيد آنجا روي خداست.» شخصي بر اساس همين آيه اين سؤال را با امام علي (ع) مطرح كرد. حضرت فرمودند: «آيا اين آيه را نخوانده اي كه مي فرمايد: وَفيالسَّماءِ رِزقُكُم وَ ماتُوعَدُونَ ` [ (وروزي شما و آنچه وعده داده شده ايد در آسمان است.) ] و در تفسير آية « فَالمُدَبّراتِ اَمراً » نيز آمده است كه اسرافيل و عزرائيل و ميكائيل و جبرئيل مقدرات امور را تدبير مي كنند و آنها در عالم بالايند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 13:28  توسط آناهیتا  | 

رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ اعراف:۸۹


خدایا در میان ما و قوم ما به حق داوری کن که تو بهترین داورانی

آيا دعا باعث سستي و تنبلي دعا كننده مي شود؟ كساني كه با روح دعا و آثار تربيتي و سازندة آن آشنايي ندارند شبهات و ايراداتي به مسئلة دعا وارد مي كنند. يكي از آنها اين است كه دعا عامل تخدير است و جاي فعاليت و كوشش را مي گيرد. واقعيت اين است كه از هر حقيقتي ممكن است به نوعي سوءِ استفاده شود و شايد كساني باشند كه چنين كنند؛ اما معناي دعا اين نيست كه دست از تلاش و سازندگي برداريم، بلكه انسان مؤمن، چون مؤثر حقيقي را خدا ميداند، ضمن اين كه از اسباب و وسايل مادي بهره مي گيرد، براي رفع نياز خود به خدا توجه مي كند و اسباب را مستقل در تأثير نمي داند و با اين كه از آنها استفاده مي كند، به آنها اعتماد ندارد. نتيجة چنين روحيه و تفكري اين است كه اگر اسباب مادي هم فراهم نبود، نااميد نمي شود؛ زيرا خدا را قادر مطلق ميداند. قرآن دربارة جنگ بدر، كه مسلمانان در نهايت سختي و كمبود ساز و برگ نظامي و نفر بودند، مي فرمايد: «زماني كه از پروردگارتان كمك خواستيد و او خواستة شما را پذيرفت و گفت: من شما را با هزار فرشته كه پشت سر هم فرود ميآيند ياري مي كنم ` »؛ و بعد مي فرمايد: «خداوند شما را در جنگ بدر ياري كرد در حالي كه ناتوان بوديد.» پس اعتقاد به دعا نهتنها موجب شكست و عقب ماندگي نيست، بلكه برعكس گاهي بي اعتقادي به دعا موجب شكست است. معناي واقعي دعا اين نيست كه انسان فقط دعا كند و هيچ فعاليت ديگري نداشته باشد، بلكه اين است كه وقتي چيزي از خدا مي خواهيم او را مؤثر حقيقي بدانيم؛ همانگونه كه در داستان اصحاب بدر مي خوانيم، آنان در خانه هايشان ننشستند تا بخواهند فقط با دعا كار را تمام كنند، به ميدان جنگ رفتند، قلت عدد خود و كثرت دشمنانشان را ديدند، آنگاه استغاثه كردند. بنابراين متوكلان حقيقي و دعا كنندگان از ساير مردم بسيار فعال ترند. بررسي مضامين ادعيه و تاريخ زندگي و مبارزات مردان خدا به اين حقيقت گواهي مي دهد.

آيا دعا دخالت در كار خداوند نيست؟ آيا دعا با روح رضا و تسليم در برابر خداوند سازگار است؟
بايد توجه داشت كه مواهب الهي بر حسب استعدادها و لياقتها تقسيم مي شود: هر قدر استعداد و شايستگي بيشتر باشد، سهم بيشتري از آن مواهب نصيب انسان مي گردد؛ و ما با نيايش خود را به نيروي پايانناپذيري كه تمام كائنات را به هم پيوسته است متصل مي كنيم و شايستگي بيشتري براي دريافت مواهب الهي مي طلبيم. علاوه بر اين، اگر انسان از خدا بخواهد كه از راه ديگري غير از طرق عادي كاري را انجام دهد، اين نوعي تعيين تكليف براي خدا و دخالت در اراده و حكمت اوست؛ مثل اين كه كسي در سفره نان داشته باشد و بگويد خدايا، از طريق ديگري به من روزي بده. اين دعا واقعي نيست؛ چه اگر انسان واقعاً در مقام دعا باشد و چيزي از خدا بخواهد و خدا را به هنگام خواستنش مدبر و حكيم و عليم و بصير بداند، بايد از آنچه در اختيار او قرار داده استفاده كند و اگر كمبودي احساس كرد آن را از خدا بخواهد. معناي دعا اين نيست كه نعمتهايي را كه خدا از روي حكمتش عطا كرده است كنار بگذاريم و بگوييم خدايا همان چيز را از راه ديگري برايم برسان. البته به طور طبيعي اين دعا اجابت ندارد؛ زيرا خداوند تدبير حكيمانة خود را تابع هوي و هوس ما قرار نمي دهد، چه اگر چنين كند آسمانها و زمين و هستي تباه مي شود. دعا با اين معارف با روح رضا و تسليم هم سازگار است؛ زيرا نوعي كسب قابليت براي تحصيل سهم زيادتر از فيض بي پايان پروردگار است. علاوه بر اين، خودْ امر به دعا كرده و فرموده است چيزي از فيض دارم كه جز با دعا نمي دهم. پس دعا هرگز با مقام رضا و تسليم تعارضي ندارد.

حكايتي خواندني
حضرت موسي (ع) بيمار شده بود. بني اسرائيل به او گفتند: اگر از فلان گياه استفاده كني، خوب مي شوي. موسي (ع) گفت: من خود را مداوا نمي كنم تا خداوند مرا شفا دهد. چندي گذشت اثري از بهبودي آشكار نشد. از جانب خداوند به او وحي شد: به عزت و جلالم سوگند، شفايت نمي دهم، مگر اين كه از همان گياه بخوري. اي موسي، تو مي خواستي با توكل خود حكمت مرا باطل كني؟ بهجز من چه كسي خاصيت شفا بخشي را به ريشة گياهان داده است؟

                 

   

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 13:22  توسط آناهیتا  | 

        

 خدايا ، تو اندامم را موزون آفريدي ، و مرا در خردسالي پروريدي ، و به اندازه روزي دادي .


خدايا ، من در كتاب تو كه فرو فرستاده اي و با آن بندگانت را بشارت داده اي ، يافته ام كه فرموده اي : اي بندگان من كه بر خود ستم روا داشته ايد ، از رحمت خد نا اميد مشويد ، زيرا خدا همه گناهان را مي آمرزد . و پيش از اين ، كار هايي از من سر زده است كه خود ميداني و از من بدانها آگاه تري . پس واي بر من از اين رسوايي ، به سبب گناهاني كه نامه عمل من در خود ثبت كرده است .


   و اگر نبود كه من به آمرزش فراگير تو اميد وارم ، خودم را به نابودي مي افكندم ، و اگر كسي را توانايي آن مي بود كه از پرودگارش بگريزد ، بي شك من به گريختن از تو سزاوارتر بودم هيچ رازي در آسمان و زمين بر تو پوشيده نيست و آن را در قيامت آشكار مي كني ، در حاليكه هم جزادهنده اي و هم حسابگر .


   خدايا و اگر بگريزم ،مرا طلب كني ، و اگر فرار كنم . مرا دريابي ، اينك اين منم شكسته و خوار و زبون در برابر ت ايستاده ام ، اگر عذابم كني ، سزاوارم، و اين كار –اي پروردگار من –از سوي تو عدل است ، و اگر بيامرزي ، چه عجب كه از گذشته ايي دور مشمول آمرزش تو بوده ام و جامه عافيت بر من پوشانده اي .


      پس اي مهربانترين مهربانان بر من رحمت آور و از من در گذر ، اي صاحب بزرگي و بخشندگي ، و توبه ام را بپذير كه تو توبه پذير و مهرباني .

                                       آمين يا رب العالمين

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 19:53  توسط آناهیتا  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 10:24  توسط آناهیتا  | 

انسان هنگام مشكلات در جستجوى راه حلّى است و به فطرت مى‏داند كه‏اين راه حل به دست خداست و اينكه هر امر مشكلى هر چند بزرگ باشد و هر چندانسان را به نااميدى فراخواند، راه حلّى به دست خدا دارد، امّا خدا كجاست؟به كجا روى آوريم تا به خدا نزديك باشيم و رو به سوى او سخن گوييم؟ و از اودرخواست كنيم آيا خدا در مسجد است؟ آيا در دشت يا بر روى كوههاست؟وبالآخره در كجا به خدا نزديكتريم؟ اين پرسش، فرا روى همه مردم است و تنهابراى آنان كه در روزگار پيامبر مى‏زيستند و از او درباره خدا مى‏پرسيدند، نبوده‏است. ما نيز هرگاه با مشكلات مواجه مى‏شويم جايى را مى‏جوييم كه در آن به‏خداوند نزديكتر باشيم تا او را در آنجا بخوانيم. قرآن حكيم اين پرسشها را اينگونه‏پاسخ مى‏دهد:
)وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ... ()سوره بقره، آيه 186)
"و زمانى كه بندگان من از تو درباره من پرسند، من نزديكم."
پس ديگر انسان به واسطه‏اى و به اينكه راهى را طى كند تا به خدا برسد،نياز ندارد. زيرا كه خداوند نزديك است. در دعاى ابو حمزه مى‏خوانيم:
"وَاَنَّ الرَّاحِلَ إِلَيْكَ قَريبُ الْمَسافَةِ، وَأَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ‏الْأَعْمالُ دُونَكَ".
"كوچنده به سوى تو راهش كوتاه است و تو از خلق خود پوشيده نيستى جزاينكه كارها، آنها را در پس پرده مى‏نهد."
وقتى از امام على‏عليه السلام درباره خدا و فاصله ميان زمين و آسمان مى‏پرسند،مى‏گويد: "اين فاصله، "دعايى مستجاب شده" است، زيرا دعاى مستجاب‏ميلياردها كيلومتر فاصله ميان زمين و آسمان را در زمانى كمتر از يك چشم به هم‏زدن طى مى‏كند."
در كتابهاى تفسير آمده است كه مردى از پيامبر پرسيد: اى رسول خدا آياخداوند ما نزديك است تا با او آهسته راز و نياز كنيم، يا دور است تا به بانگ بلندبخوانيمش؟ پس پيامبر چشم انتظار وحى شد تا آيه 186 سوره بقره نازل گشت:
"و زمانى كه بندگان من از تو درباره من پرسند، من نزديكم..."

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 13:7  توسط آناهیتا  | 

    

چهل و دو نيايش هنگام ختم قرآن

42- نيايش، هنگام ختم قرآن

(42) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السّلَامُ عِنْدَ خَتْمِ الْقُرْآنِ:

اللّهُمّ إِنّكَ أَعَنْتَنِي عَلَى خَتْمِ كِتَابِكَ الّذِي أَنْزَلْتَهُ نُوراً، وَ جَعَلْتَهُ مُهَيْمِناً عَلَى كُلّ كِتَابٍ أَنْزَلْتَهُ، وَ فَضّلْتَهُ عَلَى كُلّ حَدِيثٍ قَصَصْتَهُ.
وَ فُرْقَاناً فَرَقْتَ بِهِ بَيْنَ حَلَالِكَ وَ حَرَامِكَ، وَ قُرْآناً أَعْرَبْتَ بِهِ عَنْ شَرَائِعِ أَحْكَامِكَ وَ كِتَاباً فَصّلْتَهُ لِعِبَادِكَ تَفْصِيلًا، وَ وَحْياً أَنْزَلْتَهُ عَلَى نَبِيّكَ مُحَمّدٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ تَنْزِيلًا.
وَ جَعَلْتَهُ نُوراً نَهْتَدِي مِنْ ظُلَمِ الضّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ بِاتّبَاعِهِ، وَ شِفَاءً لِمَنْ أَنْصَتَ بِفَهَمِ التّصْدِيقِ إِلَى اسْتِمَاعِهِ، وَ مِيزَانَ قِسْطٍ لَا يَحِيفُ عَنِ الْحَقّ لِسَانُهُ، وَ نُورَ هُدًى لَا يَطْفَأُ عَنِ الشّاهِدِينَ بُرْهَانُهُ، وَ عَلَمَ نَجَاةٍ لَا يَضِلّ مَنْ أَمّ قَصْدَ سُنّتِهِ، وَ لا تَنَالُ أَيْدِي الْهَلَكَاتِ مَنْ تَعَلّقَ بِعُرْوَةِ عِصْمَتِهِ.
اللّهُمّ فَإِذْ أَفَدْتَنَا الْمَعُونَةَ عَلَى تِلَاوَتِهِ، وَ سَهّلْتَ جَوَاسِيَ أَلْسِنَتِنَا بِحُسْنِ عِبَارَتِهِ، فَاجْعَلْنَا مِمّنْ يَرْعَاهُ حَقّ رِعَايَتِهِ، وَ يَدِينُ لَكَ بِاعْتِقَادِ التّسْلِيمِ لِمُحْكَمِ آيَاتِهِ، وَ يَفْزَعُ إِلَى الْإِقْرَارِ بِمُتَشَابِهِهِ، وَ مُوضَحَاتِ بَيّنَاتِهِ.
اللّهُمّ إِنّكَ أَنْزَلْتَهُ عَلَى نَبِيّكَ مُحَمّدٍ صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مُجْمَلًا، وَ أَلْهَمْتَهُ عِلْمَ عَجَائِبِهِ مُكَمّلًا، وَ وَرّثْتَنَا عِلْمَهُ مُفَسّراً، وَ فَضّلْتَنَا عَلَى مَنْ جَهِلَ عِلْمَهُ، وَ قَوّيْتَنَا عَلَيْهِ لِتَرْفَعَنَا فَوْقَ مَنْ لَمْ يُطِقْ حَمْلَهُ.
اللّهُمّ فَكَمَا جَعَلْتَ قُلُوبَنَا لَهُ حَمَلَةً، وَ عَرّفْتَنَا بِرَحْمَتِكَ شَرَفَهُ وَ فَضْلَهُ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ الْخَطِيبِ بِهِ، وَ عَلَى آلِهِ الْخُزّانِ لَهُ، وَ اجْعَلْنَا مِمّنْ يَعْتَرِفُ بِأَنّهُ مِنْ عِنْدِكَ حَتّى لَا يُعَارِضَنَإ؛ططّّ الشّكّ فِي تَصْدِيقِهِ، وَ لَا يَخْتَلِجَنَا الزّيْغُ عَنْ قَصْدِ طَرِيقِهِ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْنَا مِمّنْ يَعْتَصِمُ بِحَبْلِهِ، وَ يَأْوِي مِنَ الْمُتَشَابِهَاتِ إِلَى حِرْزِ مَعْقِلِهِ، وَ يَسْكُنُ فِي ظِلّ جَنَاحِهِ، وَ يَهْتَدِي بِضَوْءِ صَبَاحِهِ، وَ يَقْتَدِي بِتَبَلّجِ أَسْفَارِهِ، وَ يَسْتَصْبِحُ بِمِصْبَاحِهِ، وَ لَا يَلْتَمِسُ الْهُدَى فِي غَيْرِهِ.
اللّهُمّ وَ كَمَا نَصَبْتَ بِهِ مُحَمّداً عَلَماً لِلدّلَالَةِ عَلَيْكَ، وَ أَنْهَجْتَ بِ‏آلِهِ سُبُلَ الرّضَا إِلَيْكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ وَسِيلَةً لَنَا إِلَى أَشْرَفِ مَنَازِلِ الْكَرَامَةِ، وَ سُلّماً نَعْرُجُ فِيهِ إِلَى مَحَلّ السّلَامَةِ، وَ سَبَباً نُجْزَى بِهِ النّجَاةَ فِي عَرْصَةِ الْقِيَامَةِ، وَ ذَرِيعَةً نَقْدَمُ بِهَا عَلَى نَعِيمِ دَارِ الْمُقَامَةِ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ احْطُطْ بِالْقُرْآنِ عَنّا ثِقْلَ الْأَوْزَارِ، وَ هَبْ لَنَا حُسْنَ شَمَائِلِ الْأَبْرَارِ، وَ اقْفُ بِنَا آثَارَ الّذِينَ قَامُوا لَكَ بِهِ آنَاءَ اللّيْلِ وَ أَطْرَافَ النّهَارِ حَتّى تُطَهّرَنَا مِنْ كُلّ دَنَسٍ بِتَطْهِيرِهِ، وَ تَقْفُوَ بِنَا آثَارَ الّذِينَ اسْتَضَاءُوا بِنُورِهِ، وَ لَمْ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ عَنِ الْعَمَلِ فَيَقْطَعَهُمْ بِخُدَعِ غُرُورِهِ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ لَنَا فِي ظُلَمِ اللّيَالِي مُونِساً، وَ مِنْ نَزَغَاتِ الشّيْطَانِ وَ خَطَرَاتِ الْوَسَاوِسِ حَارِساً، وَ لِأَقْدَامِنَا عَنْ نَقْلِهَا إِلَى الْمَعَاصِي حَابِساً، وَ لِأَلْسِنَتِنَا عَنِ الْخَوْضِ فِي الْبَاطِلِ مِنْ غَيْرِ مَا آفَةٍ مُخْرِساً، وَ لِجَوَارِحِنَا عَنِ اقْتِرَافِ الْ‏آثَامِ زَاجِراً، وَ لِمَا طَوَتِ الْغَفْلَةُ عَنّا مِنْ تَصَفّحِ الِاعْتِبَارِ نَاشِراً، حَتّى تُوصِلَ إِلَى قُلُوبِنَا فَهْمَ عَجَائِبِهِ، وَ زَوَاجِرَ أَمْثَالِهِ الّتِي ضَعُفَتِ الْجِبَالُ الرّوَاسِي عَلَى صَلَابَتِهَا عَنِ احْتِمَالِهِ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَدِمْ بِالْقُرْآنِ صَلَاحَ ظَاهِرِنَا، وَ احْجُبْ بِهِ خَطَرَاتِ الْوَسَاوِسِ عَنْ صِحّةِ ضَمَائِرِنَا، وَ اغْسِلْ بِهِ دَرَنَ قُلُوبِنَا وَ عَلَائِقَ أَوْزَارِنَا، وَ اجْمَعْ بِهِ مُنْتَشَرَ أُمُورِنَا، وَ أَرْوِ بِهِ فِي مَوْقِفِ الْعَرْضِ عَلَيْكَ ظَمَأَ هَوَاجِرِنَا، وَ اكْسُنَا بِهِ حُلَلَ الْأَمَانِ يَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ فِي نُشُورِنَا.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْبُرْ بِالْقُرْآنِ خَلّتَنَا مِنْ عَدَمِ الْإِمْلَاقِ، وَ سُقْ إِلَيْنَا بِهِ رَغَدَ
الْعَيْشِ وَ خِصْبَ سَعَةِ الْأَرْزَاقِ، وَ جَنّبْنَا بِهِ الضّرَائِبَ الْمَذْمُومَةَ وَ مَدَانِيَ الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنَا بِهِ مِنْ هُوّةِ الْكُفْرِ وَ دَوَاعِي النّفَاقِ حَتّى يَكُونَ لَنَا فِي الْقِيَامَةِ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ جِنَانِكَ قَائِداً، وَ لَنَا فِي الدّنْيَا عَنْ سُخْطِكَ وَ تَعَدّي حُدُودِكَ ذَائِداً، وَ لِمَا عِنْدَكَ بِتَحْلِيلِ حَلَالِهِ وَ تَحْرِيمِ حَرَامِهِ شَاهِداً.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ هَوّنْ بِالْقُرْآنِ عِنْدَ الْمَوْتِ عَلَى أَنْفُسِنَا كَرْبَ السّيَاقِ، وَ جَهْدَ الْأَنِينِ، وَ تَرَادُفَ الْحَشَارِجِ إِذَا بَلَغَتِ النّفُوسُ التّرَاقِيَ، وَ قِيلَ مَنْ رَاقٍ وَ تَجَلّى مَلَكُ الْمَوْتِ لِقَبْضِهَا مِنْ حُجُبِ الْغُيُوبِ، وَ رَمَاهَا عَنْ قَوْسِ الْمَنَايَا بِأَسْهُمِ وَحْشَةِ الْفِرَاقِ، وَ دَافَ لَهَا مِنْ ذُعَافِ الْمَوْتِ كَأْساً مَسْمُومَةَ الْمَذَاقِ، وَ دَنَا مِنّا إِلَى الْ‏آخِرَةِ رَحِيلٌ وَ انْطِلَاقٌ، وَ صَارَتِ الْأَعْمَالُ قَلَائِدَ فِي الْأَعْنَاقِ، وَ كَانَتِ الْقُبُورُ هِيَ الْمَأْوَى إِلَى مِيقَاتِ يَوْمِ التّلَاقِ‏
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ بَارِكْ لَنَا فِي حُلُولِ دَارِ الْبِلَى، وَ طُولِ الْمُقَامَةِ بَيْنَ أَطْبَاقِ الثّرَى، وَ اجْعَلِ الْقُبُورَ بَعْدَ فِرَاقِ الدّنْيَا خَيْرَ مَنَازِلِنَا، وَ افْسَحْ لَنَا بِرَحْمَتِكَ فِي ضِيقِ مَلَاحِدِنَا، وَ لَا تَفْضَحْنَا فِي حَاضِرِي الْقِيَامَةِ بِمُوبِقَاتِ آثَامِنَا.
وَ ارْحَمْ بِالْقُرْآنِ فِي مَوْقِفِ الْعَرْضِ عَلَيْكَ ذُلّ مَقَامِنَا، وَ ثَبّتْ بِهِ عِنْدَ اضْطِرَابِ جِسْرِ جَهَنّمَ يَوْمَ الْمَجَازِ عَلَيْهَا زَلَلَ أَقْدَامِنَا، وَ نَوّرْ بِهِ قَبْلَ الْبَعْثِ سُدَفَ قُبُورِنَا، وَ نَجّنَا بِهِ مِنْ كُلّ كَرْبٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ شَدَائِدِ أَهْوَالِ يَوْمِ الطّامّةِ
وَ بَيّضْ وُجُوهَنَا يَوْمَ تَسْوَدّ وُجُوهُ الظّلَمَةِ فِي يَوْمِ الْحَسْرَةِ وَ النّدَامَةِ، وَ اجْعَلْ لَنَا فِي صُدُورِ الْمُؤْمِنِينَ وُدّاً، وَ لَا تَجْعَلِ الْحَيَاةَ عَلَيْنَا نَكَداً.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ كَمَإ؛ظظّّ بَلّغَ رِسَالَتَكَ، وَ صَدَعَ بِأَمْرِكَ، وَ نَصَحَ لِعِبَادِكَ.
اللّهُمّ اجْعَلْ نَبِيّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آلِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَقْرَبَ الْنّبِيّينَ مِنْكَ مَجْلِساً، وَ أَمْكَنَهُمْ مِنْكَ شَفَاعَةً، وَ أَجَلّهُمْ عِنْدَكَ قَدْراً، وَ أَوْجَهَهُمْ عِنْدَكَ جَاهاً.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ، وَ شَرّفْ بُنْيَانَهُ، وَ عَظّمْ بُرْهَانَهُ، وَ ثَقّلْ مِيزَانَهُ، وَ تَقَبّلْ شَفَاعَتَهُ، وَ قَرّبْ وَسِيلَتَهُ، وَ بَيّضْ وَجْهَهُ، وَ أَتِمّ نُورَهُ، وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ‏
وَ أَحْيِنَا عَلَى سُنّتِهِ، وَ تَوَفّنَا عَلَى مِلّتِهِ وَ خُذْ بِنَا مِنْهَاجَهُ، وَ اسْلُكْ بِنَا سَبِيلَهُ، وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَهْلِ طَاعَتِهِ، وَ احْشُرْنَا فِي زُمْرَتِهِ، وَ أَوْرِدْنَا حَوْضَهُ، وَ اسْقِنَا بِكَأْسِهِ‏
وَ صَلّ اللّهُمّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاةً تُبَلّغُهُ بِهَا أَفْضَلَ مَا يَأْمُلُ مِنْ خَيْرِكَ وَ فَضْلِكَ وَ كَرَامَتِكَ، إِنّكَ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ، وَ فَضْلٍ كَرِيمٍ.
اللّهُمّ اجْزِهِ بِمَا بَلّغَ مِنْ رِسَالَاتِكَ، وَ أَدّى مِنْ آيَاتِكَ، وَ نَصَحَ لِعِبَادِكَ، وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِكَ، أَفْضَلَ مَا جَزَيْتَ أَحَداً مِنْ مَلَائِكَتِكَ الْمُقَرّبِينَ، وَ أَنْبِيَائِكَ الْمُرْسَلِينَ الْمُصْطَفَيْنَ، وَ السّلَامُ عَلَيْهِ وَ عَلَى آلِهِ الطّيّبِينَ الطّاهِرِينَ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.

ترجمه :
خدايا، تو مرا بر ختم كتاب خود يارى فرمودى: همان كتابى كه آن را به صورت نور فرو فرستاده‏اى، و آن را بر هر كتاب كه نازل كرده‏اى گواه ساخته‏اى و بر هر حديث كه سروده‏اى تفضيل داده‏اى، و آن را فرقانى ساخته‏اى كه حلال و حرامت را بوسيله آن جدا كرده‏اى، و قرآنى كه شرايع احكام خود را به آن آشكار ساخته‏اى: كتابى كه آن را براى بندگانت تفضيل و تشريح فرموده‏اى، و وحيى كه بر پيغمبرت: محمد (صلواتك عليه و اله) فرو فرستاده‏اى. و آن را نورى قرار داده‏اى كه در پرتوش از تاريكى‏هاى گمراهى و نادانى راه مى‏يابيم. و شفائى براى هر كس كه از سر تصديق به آن به شنيدنش گوش فرا دهد، و ترازوى عدلى كه زبانه‏اش از حق نگردد. و نور هدايتى كه پرتو برهانش از برابر ناظرين خاموش نشود و نشانه رستگاريئى كه هر كس آهنگ طريقت آن كند گمراه نگردد و هر كه به دستاويز عصمتش در آويزد دستهاى مهالك به او نرسد، خدايا پس اكنون كه ما را بر تلاوتش مدد بخشيدى، و به حسن تعبيرش عقده‏هاى زبان ما را گشودى، پس ما را از كسانى قرار ده كه آن را چنانه شايسته نگهدارى است نگاه مى‏دارند، و به بندگى و اطاعت مى‏كنند، و خود را از اقرار به متشابهات و محكمات آياتش ناچار مى‏بينند.
خدايا تو كتاب خود را مجمل و سربسته بر پيغمبرت: محمد (صلى الله عليه و آله) نازل كرده‏اى، و آنگاه او را به علم تفصيلى شگفتى‏هايش ملهم ساخته‏اى و علم آن را با تفسير و توضيح بما ميراث داده‏اى، و ما را بر آن كسى كه نسبت به علم قرآن جاهل بود برترى بخشيده‏اى، و بر فهم حقايق و عمل به مقتضاى آن نيرو داده‏اى، تا با اين افتخار ما را از آن كس كه تاب قيام به حق آن را نداشت برتر نهى.
خدايا، پس همچنانكه دلهاى ما را حامل قرآن ساختى، و شرف و فضل آن را به رحمتت بما شناساندى، پس رحمت فرست بر محمد: كه خطيب منبر قرآن است، و بر خاندانش كه خزانه داران جواهر آنند و ما را از كسانى قرار ده كه اعتراف دادند كه آن از جانب تو است، تا در تصديقش شك به ما رخ ندهد، و انحراف از راه مستقيمش در خاطرمان نيايد.
خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از كسانى قرار ده كه به ريسمان عهد و پيمان قرآن چنگ در مى‏زنند و از امور متشابه به پناهگاه محكمش التجا مى‏كنند، و در سايه پر و بالش مى‏آسايند و به روشنى صبحش راه مى‏يابند و به اشراق روشنگريش راه مى‏جويند، و از چراغش چراغ مى‏افروزند و از غير آن هدايت نمى‏طلبند.
خدايا، همچنانكه به كتاب خود محمد را براى دلالت بر خويش نشانه ساختى و به آل محمد راههاى رضاى خود را آشكار كردى پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و قرآن را براى ما وسيله رسيدن به شرف منازل عزت، و نردبان بر آمدن به محل سلامت، و سبب نجات يافتن در عرصه قيامت، و وسيله ورود به نعمتهاى سراى اقامت قرار ده.
خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و بوسيله قرآن گرانى گناهان را از دوش ما بردار و خوشخوئى نيكو كاران را بما ارزانى دار، و ما را به نشان كسى ببر كه در دل شب و صبح و شام قرآن را در پيشگاه تو بپا داشتند. تا بوسيله نطهير آن ما را از هر آلودگى پاك سازى. و در پى كسانى ببرى كه به نور قرآن روشنى جسته‏اند. و هوس، ايشان را از كار غافل نساخته، كه به فريب نيرنگهايش آنان را به مهلكه اندازد.
خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و قرآن را در تاريكى‏هاى شب مونس ما و از فسادهاى شيطان و خطرات وسوسه‏ها نگهبان، و براى گامهاى ما از رفتن بسوى معاصى نگهدارنده، و براى زبانهامان از فرو رفتن به باطل - نه به علت ابتلاء به مرضى - لال كننده، و براى اعضايمان از ارتكاب گناهان منع كننده، و براى تحقيق و مطالعه طومار عبرت - كه دست غفلت آن را در هم پيچيده - گستراننده ساز. تا فهم عجايب و نصايح و مثلهاى آن را - كه كوههاى استوار، با وجود استحكام خود، از حمل آن عاجز گشته‏اند - به دلهاى ما برسانى.
خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و بوسيله قرآن آراستگى برون ما را ادامه ده و خاطرات وساوس را از دست يافتن به سلامت درون‏هامان بازدار و زنگ دلها و آلودگيهاى گناهانمان را به آب لطف آن بشوى، و كارهاى شوريده ما را با مدد آن به سامان آر و در صف محشر سوز تشنگى ما را از حرارت انفعال، به آب رحمت قرآن فرو نشان، و در روز ترس بزرگ، هنگام برانگيختن ما از قبور جامه‏هاى امان را بوسيله آن بر ما بپوشان.
خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و بوسيله قرآن فقر ما را جبران فرماى، و فراخى زندگانى و رفاه سعه ارزاق را بوسيله آن بسوى ما بران، و ما را از خويهاى نكوهيده و اخلاق ناپسنديده دور ساز. و از دره عميق كفر و موجبات نفاق نگاه‏دار. تا در قيامت قرآن ما را بسوى خشنودى و بهشت تو سوق دهد. و در دنيا از خشم تو و تجاوز از حدود تو باز دارد. و براى ما به حلال شمردن حلال و حرام دانستن حرامش نزد تو گواه باشد.
خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و از بركت قرآن. به هنگام مرگ اندوه جان دادن و مشقت ناله كردن و به شمار افتادن نفسهاى آخرين را بر ما آسان ساز، زمانى كه جانها به چنبرهاى گردن رسد و به علت درماندگى از افسونگران براى چاره جوئى سراغ گرفته شود و فرشته مرگ براى گرفتن جان از پرده‏هاى غيب پديد آيد.
و تيرهاى وحشت فراق را از كمانهاى مرگ پرتاب كند، و از مرگ سريع جامى زهر مذاق، براى كام جانها آماده سازد و رخت بستن و روان شدن ما به جهان ديگر نزديك شود، و اعمال در گردنها به صورت طوقها در آيد، و تا موعد روز ديدار در قيامت آرامگاه گورها باشد.
خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و وارد شدن ما را به خانه فرسودگى، و طول زيستن ما را در ميان طبقات خاك بر ما مبارك ساز و پس از مفارقت دنيا قبرهامان را بهترين منازل ما قرار ده، و به رحمت خود تنگى لحدهامان را گشاده ساز، و در ميان حاضران رستاخيز به گناه‏هاى هلاك كننده‏مان رسوا منماى، و به بركت قرآن در مقام صف بستن در پيشگاهت بر ذلت و خوارى وضع ما رحمت آور، و هنگام لرزيدن جسر دوزخ در روز عبور از آن گامهاى ما را از لغزش استوار بدار، و به بركت قرآن از هر اندوه روز رستاخيز و هولهاى سخت روز «طامه» نجات بخش، و در آن روز كه روى ستمگران سياه شود: در روز پشيمانى و حسرت چهره‏هاى ما را سفيد گردان، و براى ما در دلهاى مؤمنان مودتى بيفكن، و زندگى را بر ما دشوار مساز.
خدايا بر محمد، بنده و پيامبر خود رحمت فرست، همچنانكه او پيام ترا ابلاغ كرد، و امر ترا آشكار ساخت، و بندگانت را پند داد.
خدايا در روز رستاخيز پيغمبر ما را، (كه رحمت تو بر او و بر آلش باد) از حيث مكانت مقربترين پيغمبران به خود، و از جهت شفاعت برترين، و از جهت قدر برزگترين، و از جهت منزلت آبرومندترين ايشان نزد خود قرار ده.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست. و كاخ دين و شرفش را افراخته ساز، و حجتش را قاهر و كفه ميزانش را سنگين گردان، و شفاعتش را بپذير، و توسلش را قبول كن، و روسفيدش نماى، و نورش را كامل ساز، و درجه‏اش را بالا بر، و ما را بر طريقت او زنده بدار. و بر دين او بميران و در شاهراهش پويا دار. و در مسلك او پيش بر و از پيروان او قرار ده. و در زمره او گرد آور و به حوض او وارد كن، و از جامش سيراب نما. و رحمت فرست - بار خدايا - بر محمد و آلش، چنان رحمتى كه بوسيله آن او را به بهترين چيزى كه از نيكى و فضل و عزتت چشم دارد برسانى. زيرا كه تو صاحب رحمت پهناور و احسان بزرگى.
خدايا به پاداش ابلاغ پيام‏هايت و رساندن آياتت، و پند دادن بندگانت، و كارزار در راهت، بهترين مزدى را كه به يكى از فرشتگان مقرب خود و پيغمبران مرسل برگزيده خود داده‏اى به او عطا فرماى. و سلام و رحمت خدا و بركاتش بر او و بر آل او باد كه پاكيزگان و پاكانند.



43- نيايش، هنگام نگاه كردن به ماه نو

(43) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السّلَامُ إِذَا نَظَرَ إِلَى الْهِلَالِ:

أَيّهَا الْخَلْقُ الْمُطِيعُ، الدّائِبُ السّرِيعُ، الْمُتَرَدّدُ فِي مَنَازِلِ التّقْدِيرِ، الْمُتَصَرّفُ فِي فَلَكِ التّدْبِيرِ.
آمَنْتُ بِمَنْ نَوّرَ بِكَ الظّلَمَ، وَ أَوْضَحَ بِكَ الْبُهَمَ، وَ جَعَلَكَ آيَةً مِنْ آيَاتِ مُلْكِهِ، وَ عَلَامَةً مِنْ عَلَامَات‏
سُلْطَانِهِ، وَ امْتَهَنَكَ بِالزّيَادَةِ وَ النّقْصَانِ، وَ الطّلُوعِ وَ الْأُفُولِ، وَ الْإِنَارَةِ وَ الْكُسُوفِ، فِي كُلّ ذَلِكَ أَنْتَ لَهُ مُطِيعٌ، وَ إِلَى إِرَادَتِهِ سَرِيعٌ‏
سُبْحَانَهُ مَا أَعْجَبَ مَا دَبّرَ فِي أَمْرِكَ وَ أَلْطَفَ مَإ؛ع‏عّ‏ّ صَنَعَ فِي شَأْنِكَ جَعَلَكَ مِفْتَاحَ شَهْرٍ حَادِثٍ لِأَمْرٍ حَادِثٍ‏
فَأَسْأَلُ اللّهَ رَبّي وَ رَبّكَ، وَ خَالِقِي وَ خَالِقَكَ، وَ مُقَدّرِي وَ مُقَدّرَكَ، وَ مُصَوّرِي وَ مُصَوّرَكَ أَنْ يُصَلّيَ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ يَجْعَلَكَ هِلَالَ بَرَكَةٍ لَا تَمْحَقُهَا الْأَيّامُ، وَ طَهَارَةٍ لَا تُدَنّسُهَا الْ‏آثَامُ‏
هِلَالَ أَمْنٍ مِنَ الْ‏آفَاتِ، وَ سَلَامَةٍ مِنَ السّيّئَاتِ، هِلَالَ سَعْدٍ لَا نَحْسَ فِيهِ، وَ يُمْنٍ لَا نَكَدَ مَعَهُ، وَ يُسْرٍ لَا يُمَازِجُهُ عُسْرٌ، وَ خَيْرٍ لَا يَشُوبُهُ شَرٌّ، هِلَالَ أَمْنٍ وَ إِيمَانٍ وَ نِعْمَةٍ وَ إِحْسَانٍ وَ سَلَامَةٍ وَ إِسْلَامٍ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَرْضَى مَنْ طَلَعَ عَلَيْهِ، وَ أَزْكَى مَنْ نَظَرَ إِلَيْهِ، وَ أَسْعَدَ مَنْ تَعَبّدَ لَكَ فِيهِ، وَ وَفّقْنَا فِيهِ لِلتّوْبَةِ، وَ اعْصِمْنَا فِيهِ مِنَ الْحَوْبَةِ، وَ احْفَظْنَا فِيهِ مِنْ مُبَاشَرَةِ مَعْصِيَتِكَ‏
وَ أَوْزِعْنَا فِيهِ شُكْرَ نِعْمَتِكَ، وَ أَلْبِسْنَا فِيهِ جُنَنَ الْعَافِيَةِ، وَ أَتْمِمْ عَلَيْنَا بِاسْتِكْمَالِ طَاعَتِكَ فِيهِ الْمِنّةَ، إِنّكَ الْمَنّانُ الْحَمِيدُ، وَ صَلّى اللّهُ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ الطّيّبِينَ الطّاهِرِينَ.

ترجمه :
اى آفريده فرمانبردار، و اى پوينده گرم رفتار، و اى آمد و شد كننده در منازل تقدير، و اى متصرف در چرخ تدبير، ايمان آوردم به آن كس كه تاريكيها را بوسيله تو روشن كرد، و مبهمات را در پرتوت آشكار ساخت، و ترا نشانى از نشانهاى جهاندارى و علامتى از علامات پادشاهى خود قرار داد. و در چنبر فزونى و كاستى و طلوع و غروب، و تابندگى و گرفتگى مسخر ساخت. در همه اين احوال، تو او را مطيع فرمان، و بسوى اراده‏اش شتابانى. منزه است او! چه شگفت انگيز است تدبيرى كه در باره تو بكار برده! و چه دقيق است آنچه در باره تو انجام داده: ترا كليد ماهى نو، براى كارى نو ساخته است.
19/10/79 ادامه : ص 455
پس از خدائى كه پروردگار من و تو، و آفريننده من و تو، و مهندس من و تو، و صورتگر من و تو است، مسئلت مى‏كنم كه بر محمد و آلش رحمت فرستد، و ترا هلال بركتى قرار دهد كه گردش ايام آن را در محاق نيفكند، و پاكيئى كه لوث گناهان آن را نيالايد: هلال ايمنى از آفتها، و سلامت از بديها: هلال سعدى كه نحس در آن نباشد. هلال بركتى كه عسرت ضميمه آن نگردد، و آسانيى كه دشوارى با آن نياميزد، و خيرى كه شائبه شرى در آن نباشد: هلال ايمنى و ايمان، و نعمت و احسان، و سلامت و اسلام.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از خشنودترين كسانى قرار ده كه اين هلال بر ايشان طلوع كرده، و پاكيزه‏ترين كسانى كه به آن نگريسته‏اند و نيكبخت‏ترين كسانى كه در اين ماه به عبادت تو كوشيده‏اند. و ما را در اين ماه به توبه موفق دار، و از گناه نگاه دار، و از ارتكاب نافرمانيت حفظ كن، و به شكر نعمتت ملهم ساز، و در جامه‏هاى عافيتت بپوشان، و بوسيله انجام دادن طاعتت در اين ماه نعمت را بر ما تمام كن. زيرا كه تو بخشنده نعمتهاى بزرگى و تو ستوده‏اى، و خداى رحمت فرستد بر محمد و آل او كه پاكيزگان و پاكانند.



44- نيايش، هنگامى كه ماه رمضان فرا مى‏رسيد

(44) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السّلَامُ إِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ:

الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي هَدَانَا لِحَمْدِهِ، وَ جَعَلَنَا مِنْ أَهْلِهِ لِنَكُونَ لِإِحْسَانِهِ مِنَ الشّاكِرِينَ، وَ لِيَجْزِيَنَا عَلَى ذَلِكَ جَزَاءَ الْمُحْسِنِينَ‏
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي حَبَانَا بِدِينِهِ، وَ اخْتَصّنَا بِمِلّتِهِ، وَ سَبّلَنَا فِي سُبُلِ إِحْسَانِهِ لِنَسْلُكَهَا بِمَنّهِ إِلَى رِضْوَانِهِ، حَمْداً يَتَقَبّلُهُ مِنّا، وَ يَرْضَى بِهِ عَنّا
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي جَعَلَ مِنْ تِلْكَ السّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضَانَ، شَهْرَ الصّيَامِ، وَ شَهْرَ الْإِسْلَامِ، وَ شَهْرَ الطّهُورِ، وَ شَهْرَ التّمْحِيصِ، وَ شَهْرَ الْقِيَامِ الّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ، هُدًى لِلنّاسِ، وَ بَيّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ‏
فَأَبَانَ فَضِيلَتَهُ عَلَى سَائِرِ الشّهُورِ بِمَا جَعَلَ لَهُ مِنَ الْحُرُمَاتِ الْمَوْفُورَةِ، وَ الْفَضَائِلِ الْمَشْهُورَةِ، فَحَرّمَ فِيهِ مَا أَحَلّ فِي غَيْرِهِ إِعْظَاماً، وَ حَجَرَ فِيهِ الْمَطَاعِمَ وَ الْمَشَارِبَ إِكْرَاماً، وَ جَعَلَ لَهُ وَقْتاً بَيّناً لَا يُجِيزُ جَلّ وَ عَزّ أَنْ يُقَدّمَ قَبْلَهُ، وَ لَا يَقْبَلُ أَنْ يُؤَخّرَ عَنْهُ.
ثُمّ فَضّلَ لَيْلَةً وَاحِدَةً مِنْ لَيَالِيهِ عَلَى لَيَالِي أَلْفِ شَهْرٍ، وَ سَمّاهَا لَيْلَةَ الْقَدْرِ، تَنَزّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبّهِمْ مِنْ كُلّ أَمْرٍ سَلَامٌ، دَائِمُ الْبَرَكَةِ إِلَى طُلُوعِ الْفَجْرِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِهِ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ فَضْلِهِ وَ إِجْلَالَ حُرْمَتِهِ، وَ التّحَفّظَ مِمّا حَظَرْتَ فِيهِ، وَ أَعِنّا عَلَى صِيَامِهِ بِكَفّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِيكَ، وَ اسْتِعْمَالِهَا فِيهِ بِمَا يُرْضِيكَ حَتّى لَا نُصْغِيَ بِأَسْمَاعِنَا إِلَى لَغْوٍ، وَ لَا نُسْرِعَ بِأَبْصَارِنَا إِلَى لَهْوٍ
وَ حَتّى لَا نَبْسُطَ أَيْدِيَنَا إِلَى مَحْظُورٍ، وَ لَا نَخْطُوَ بِأَقْدَامِنَا إِلَى مَحْجُورٍ، وَ حَتّى لَا تَعِيَ بُطُونُنَا إِلّا مَا أَحْلَلْتَ، وَ لَا تَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلّا بِمَا مَثّلْتَ، وَ لَا نَتَكَلّفَ إِلّا مَا يُدْنِي مِنْ ثَوَابِكَ، وَ لَا نَتَعَاطَى إِلّا الّذِي يَقِي مِنْ عِقَابِكَ، ثُمّ خَلّصْ ذَلِكَ كُلّهُ مِنْ رِئَاءِ الْمُرَاءِينَ، وَ سُمْعَةِ الْمُسْمِعِينَ، لَا نُشْرِكُ فِيهِ أَحَداً دُونَكَ، وَ لَا نَبْتَغِي فِيهِ مُرَاداً سِوَاكَ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ قِفْنَا فِيهِ عَلَى مَوَاقِيتِ الصّلَوَاتِ الْخَمْسِ بِحُدُودِهَا الّتِي حَدّدْتَ، وَ فُرُوضِهَا الّتِي فَرَضْتَ، وَ وَظَائِفِهَا الّتِي وَظّفْتَ، وَ أَوْقَاتِهَا الّتِي وَقّت‏
وَ أَنْزِلْنَا فِيهَا مَنْزِلَةَ الْمُصِيبِينَ لِمَنَازِلِهَا، الْحَافِظِينَ لِأَرْكَانِهَا، الْمُؤَدّينَ لَهَا فِي أَوْقَاتِهَا عَلَى مَا سَنّهُ عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي رُكُوعِهَا وَ سُجُودِهَا وَ جَمِيعِ فَوَاضِلِهَا عَلَى أَتَمّ الطّهُورِ وَ أَسْبَغِهِ، وَ أَبْيَنِ الْخُشُوعِ وَ أَبْلَغِهِ.
وَ وَفّقْنَا فِيهِ لِأَنْ نَصِلَ أَرْحَامَنَا بِالْبِرّ وَ الصّلَةِ، وَ أَنْ نَتَعَاهَدَ جِيرَانَنَا بِالْإِفْضَالِ وَ الْعَطِيّةِ، وَ أَنْ نُخَلّصَ أَمْوَالَنَا مِنَ التّبِعَاتِ، وَ أَنْ نُطَهّرَهَا بِإِخْرَاجِ الزّكَوَاتِ، وَ أَنْ نُرَاجِعَ مَنْ هَاجَرَنَا، وَ أَنْ نُنْصِفَ مَنْ ظَلَمَنَا، وَ أَنْ نُسَالِمَ مَنْ عَادَانَا حَاشَى مَنْ عُودِيَ فِيكَ وَ لَكَ، فَإِنّهُ الْعَدُوّ الّذِي لَا نُوَالِيهِ، وَ الْحِزْبُ الّذِي لَا نُصَافِيهِ.
وَ أَنْ نَتَقَرّبَ إِلَيْكَ فِيهِ مِنَ الْأَعْمَالِ الزّاكِيَةِ بِمَإ؛ععّّ تُطَهّرُنَا بِهِ مِنَ الذّنُوبِ، وَ تَعْصِمُنَا فِيهِ مِمّا نَسْتَأْنِفُ‏
مِنَ الْعُيُوبِ، حَتّى لَا يُورِدَ عَلَيْكَ أَحَدٌ مِنْ مَلَائِكَتِكَ إِلّا دُونَ مَا نُورِدُ مِنْ أَبْوَابِ الطّاعَةِ لَكَ، وَ أَنْوَاعِ الْقُرْبَةِ إِلَيْكَ.
اللّهُمّ إِنّي أَسْأَلُكَ بِحَقّ هَذَا الشّهْرِ، وَ بِحَقّ مَنْ تَعَبّدَ لَكَ فِيهِ مِنِ ابْتِدَائِهِ إِلَى وَقْتِ فَنَائِهِ مِنْ مَلَكٍ قَرّبْتَهُ، أَوْ نَبِيّ‏ٍ أَرْسَلْتَهُ، أَوْ عَبْدٍ صَالِحٍ اخْتَصَصْتَهُ، أَنْ تُصَلّيَ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَهّلْنَا فِيهِ لِمَا وَعَدْتَ أَوْلِيَاءَكَ مِنْ كَرَامَتِكَ، وَ أَوْجِبْ لَنَا فِيهِ مَا أَوْجَبْتَ لِأَهْلِ الْمُبَالَغَةِ فِي طَاعَتِكَ، وَ اجْعَلْنَا فِي نَظْمِ مَنِ اسْتَحَقّ الرّفِيعَ الْأَعْلَى بِرَحْمَتِكَ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ جَنّبْنَا الْإِلْحَادَ فِي تَوْحِيدِكَ، وَ الْتّقْصِيرَ فِي تَمْجِيدِكَ، وَ الشّكّ فِي دِينِكَ، وَ الْعَمَى عَنْ سَبِيلِكَ، وَ الْإِغْفَالَ لِحُرْمَتِكَ، وَ الِانْخِدَاعَ لِعَدُوّكَ الشّيْطَانِ الرّجِيمِ‏
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ إِذَا كَانَ لَكَ فِي كُلّ لَيْلَةٍ مِنْ لَيَالِي شَهْرِنَا هَذَا رِقَابٌ يُعْتِقُهَا عَفْوُكَ، أَوْ يَهَبُهَا صَفْحُكَ فَاجْعَلْ رِقَابَنَا مِنْ تِلْكَ الرّقَابِ، وَ اجْعَلْنَا لِشَهْرِنَا مِنْ خَيْرِ أَهْلٍ وَ أَصْحَابٍ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ امْحَقْ ذُنُوبَنَا مَعَ امّحَاقِ هِلَالِهِ، وَ اسْلَخْ عَنّا تَبِعَاتِنَا مَعَ انْسِلَاخِ أَيّامِهِ حَتّى يَنْقَضِيَ عَنّا وَ قَدْ صَفّيْتَنَا فِيهِ مِنَ الْخَطِيئَاتِ، وَ أَخْلَصْتَنَا فِيهِ مِنَ السّيّئَاتِ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ إِنْ مِلْنَا فِيهِ فَعَدّلْنَا، وَ إِنْ زُغْنَا فِيهِ فَقَوّمْنَا، وَ إِنِ اشْتَمَلَ عَلَيْنَا عَدُوّكَ الشّيْطَانُ فَاسْتَنْقِذْنَا مِنْهُ.
اللّهُمّ اشْحَنْهُ بِعِبَادَتِنَا إِيّاكَ، وَ زَيّنْ أَوْقَاتَهُ بِطَاعَتِنَا لَكَ، وَ أَعِنّا فِي نَهَارِهِ عَلَى صِيَامِهِ، وَ فِي لَيْلِهِ عَلَى الصّلَاةِ وَ التّضَرّعِ إِلَيْكَ، وَ الْخُشُوعِ لَكَ، وَ الذّلّةِ بَيْنَ يَدَيْكَ حَتّى لَا يَشْهَدَ نَهَارُهُ عَلَيْنَا بِغَفْلَةٍ، وَ لَا لَيْلُهُ بِتَفْرِيطٍ.
اللّهُمّ وَ اجْعَلْنَا فِي سَائِرِ الشّهُورِ وَ الْأَيّامِ كَذَلِكَ مَا عَمّرْتَنَا، وَ اجْعَلْنَا مِنْ عِبَادِكَ الصّالِحِينَ الّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ، وَ الّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ، أَنّهُمْ إِلَى رَبّهِمْ رَاجِعُونَ، وَ مِنَ الّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَ هُمْ لَهَا سَابِقُونَ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، فِي كُلّ وَقْتٍ وَ كُلّ أَوَانٍ وَ عَلَى كُلّ حَالٍ عَدَدَ مَا صَلّيْتَ عَلَى مَنْ صَلّيْتَ عَلَيْهِ، وَ أَضْعَافَ ذَلِكَ كُلّهِ بِالْأَضْعَافِ الّتِي لَا يُحْصِيهَا غَيْرُكَ، إِنّكَ فَعّالٌ لِمَا تُرِيدُ.

ترجمه :
سپاس خدائى را كه ما را به سپاس خود رهبرى فرمود. و از اهل سپاس قرار داد، تا در برابر احسانش از شاكران باشيم، و ما را بر اين كار مزد نيكوكاران بخشد. و سپاس خدائى را كه دينش را بما عطا فرمود، و ما را به آئينش اختصاص داد، و در راههاى احسان خود پويا ساخت، تا به سبب نعمتش بسوى سرمنزل خشنوديش بپوئيم: چنان سپاسى كه آن را از ما بپذيرد، و بوسيله آن از ما خشنود شود، و سپاس خدائى را كه ماه خود يعنى ماه رمضان، ماه روزه، و ماه اسلام، و ماه پاكيزگى، و ماه آزمايش و تصفيه و ماه بپاخاستن براى نماز را يكى از اين راههاى احسان قرار داد: چنان ماهى كه قرآن در آن نازل شده، در حالى كه براى مردم چراغ رهبرى به حق، و نشانه‏هاى آشكارى از هدايت و تفريق ميان حق و باطل است. پس برترى آن را بر ساير ماهها - به سبب احترامهاى فراوان و فضايل نمايان كه برايش قرار داد - آشكار ساخت. از اين رو در آن ماه، براى بزرگ داشتن آن، چيزى را كه در ماههاى ديگر حلال كرده، حرام كرد، و براى گرامى داشتن آن، خوردنيها و آشاميدنيها را در آن منع فرمود، و براى آن، وقت آشكارى قرار داد كه خداى بزرگ و ارجمند اجازه نمى‏دهد كه پيش انداخته شود، و نمى‏پذيرد كه از آن وقت به تأخير افتد، سپس يكى از شبهايش را بر شبهاى هزار ماه برترى داد، و آن را شب قدر ناميد. در آن شب فرشتگان و روح، به فرمان پروردگارشان با قضاى تغيير ناپذير بر آن كس از بندگان كه خدا بخواهد، براى هر امرى از رزق و اجل و امور ديگر فرود مى‏آيند، و آن شب سلامتى است كه بركتش تا سپيده دم دائم است.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست. و ما را به شناسائى فضل اين ماه، و بزرگ داشتن حرمت آن، و خوددارى از آنچه در آن منع كرده‏اى ملهم ساز، و به روزه داشتن آن بوسيله نگه داشتن اعضاء از گناهانت، و بكار بردن آنها - در آن ماه - به آنچه ترا خشنود سازد، يارى ده. تا با گوشهاى خود سخن لغوى ننيوشيم، و با چشمهامان به طرف لهوى نشتابيم، و دستهامان را به حرامى نگشائيم، و گامهامان را در امر ممنوعى پيش نگذاريم. و تا شكمهامان غير آنچه حلال ساخته‏اى در خود جاى ندهد، و زبانهامان جز به آنچه تو حديث كرده‏اى گويا نشود، و جز در كارى كه به ثواب تو نزديك سازد زحمت نكشيم، و جز آنچه از عقاب تو نگاه دارد فرا نگيريم، آنگاه همه آن اعمال ما را از رياكاران، و سمعه سمعه‏پيشگان بپيراى، بطورى كه احدى غير از ترا در آن شريك نگردانيم و جز تو، در آن، مرادى نداشته باشيم.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را در اين ماه بر اوقات نمازهاى پنجگانه - با آن حدودش كه تحديدى كرده‏اى و واجباتش كه مقرر داشته‏اى و شروطش كه تعيين نموده‏اى و اوقاتش كه معين فرموده‏اى - واقف ساز، و ما را در نماز با كسانى برابر نما كه به مراتب شايسته آن بالغ، و اركانش را حافظند، و آن را در اوقات خود همانطور كه پيغمبرت (صلواتك عليه و اله) در ركوع و سجود و همه فضيلتهايش تشريع فرموده، با كاملترين طهارت و بليغ‏ترين خشوعى بجا آورنده‏اند. و ما را در اين ماه موفق دار كه بوسيله بر و احسان، به خويشان خود بپيونديم، و با انعام و بخشش به همسايگان خود رسيدگى نمائيم، و اموالمان را از مظالم و حقوق بپيرائيم، و با بيرون كردن زكات، آن را پاك گردانيم، و با آنكه از ما دورى كرده باز گرديم، و در باره آنكه بر ما ستم كرده انصاف دهيم، و با آنكه بما دشمنى كرده آشتى كنيم. مگر آن كس كه براى تو با او دشمنى شده باشد، زيرا كه او دشمنى است كه ما با او دوستى نمى‏كنيم، و حزبى است كه با او صاف نمى‏شويم. و ما را توفيق ده بر اينكه، در اين ماه بتو تقرب جوئيم، بوسيله اعمال شايسته‏اى كه ما را به آن از گناهان پاك گردانى و از تجديد عيوب در اين ماه باز گردانى. تا هيچيك از فرشتگانت جز مرتبه‏اى نازلتر از ابواب طاعت و انواع تقربى كه ما بجا آورده‏ايم به پيشگاهت تقديم نكند.
خدايا از تو مى‏خواهيم بحق اين ماه و بحق هر فرشته مقرب يا پيغمبر مرسل يا بنده صالح برگزيده‏ات كه از آغاز تا انجام اين ماه در عبادتت كوشيده، كه بر محمد و آلش رحمت فرستى، و ما را در اين ماه به كرامتى كه به دوستانت وعده داده‏اى سزاوار ساز و آنچه را كه براى اهل كوشش در طاعتت قرار داده‏اى براى ما مقرر فرماى، و ما را به رحمت خود، در سلك كسانى در آور كه استحقاق بلندترين پايه رفيع دارند.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را از انحراف در توحيد و كوتاهى در تمجيدت، و شك در دينت، و كورى از راهت، و سرسرى شمردن حرمتت، و فريب خوردن از دشمنت: شيطان رجيم، دور ساز.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و چون در هر شب از شبهاى اين ماهمان ترا بندگانى هستند كه عفو تو ايشان را آزاد مى‏سازد يا گذشت تو ايشان را مى‏بخشد، پس ما را از آن بندگان قرار ده، و ما را از بهترين اهل و ياران اين ماه بگردان.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و همراه كاسته شدن ماه اين ماه گناهان ما را بكاه، و با رسيدن سلخش جامه‏هاى وبال ما را بركن، تا ماه رمضان در حالى از ما بگذرد كه ما را از خطاها پاكيزه ساخته باشى و از گناهان پيراسته باشى.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و اگر از استقامت بگرديم مستقيممان ساز، و اگر دشمن تو: شيطان ما را احاطه كند پس از چنگ او خلاصمان كن.
خدايا اين ماه را به عبادت ما آكنده ساز، و اوقاتش را به طاعتمان بياراى، و در روزش ما را به روزه داشتن، و در شبش به نماز و تضرع بسوى تو و فروتنى براى تو، و خوارى در برابر تو، يارى ده، تا روزش بر ما به غفلتى، و شبش به تقصيرى گواهى ندهد.
خدايا ما را در همه ماهها و روزها، تا زمانى كه زنده بدارى، اين چنين قرار ده، و از آن بندگان صالح خود گردان، كه بهشت را جاودانه به ميراث مى‏برند، و از كسانى كه آنچه را ببخشند در حالى مى‏بخشند كه دلهاشان از فكر بازگشت بسوى پروردگارشان هراسان است، و از كسانى كه در كارهاى خير شتاب مى‏كنند و ايشان در اين مرحله بر ديگران سبقت گيرنده‏اند.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، در هر وقتى و در هر زمانى و بر هر حالى، به شماره رحمتى كه فرستاده‏اى بر هر كس كه رحمت فرستاده‏اى، و چندين برابر همه آن رحمتها به اضعافى كه جز تو كسى آن را احصاء نتواند كرد. زيرا كه تو هر چه را كه بخواهى بجا آورنده‏اى

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 20:0  توسط آناهیتا  | 

 

همين نه من شده‌ام ريزه‌خوار خوان حسين
كه هست عالم ايجاد، ميهمان حسين
ز آفتاب قيامت نباشدش باكي
كسي كه رفت دمي زير سايبان حسين
رخش به دست نگيرد ز شرم در محشر
به صدق هر كه نهد رخ بر آستان حسين
كسي كه خار گلستان عشق، خود را خواند
عزيز هر دو جهان شد، قسم به جان حسين
هميشه باغ بُود پايمال دست خزان
ولي هميشه بهارست گلستان حسين
به گوش دل بشنو نوحه از لب هستي
كه بسته است لب از نوحه، نوحه خوان حسين

دل سنگ آب شد؛ علي انساني

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 18:55  توسط آناهیتا  | 

 

نور و دريا

پيامبر در صحيفه سجاديه

وَ الحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي مَنَّ عَلَيْنا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ - صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ - دُونَ الأُمَمِ الْماضِيَةِ وَ الْقُرُونِ السّالِفَةِ ، بِقُدْرَتِهِ الَّتِي لا تَعْجِزُ عَنْ شَيْ ءٍ وَ إِنْ عَظُمَ ، وَ لا يَفُوتُها شَيْ ءٌ وَ إِنْ لَطُفَ.

 

سپاس خداي را كه در ميان امتهاي گذشته و قرن‌هاي سپري شده، با قدرت خود كه از هيچ كار، هرچند بزرگ، درنماند و هيچ چيز هر اندازه خرد  و ناچيز از نظرش پنهان نماند به وجود محمد (صلي الله عليه و آله)پيامبر خود بر ما منت نهاد.


صحيفه سجاديه دعاي/ دعاي دوم

ترجمه: علي شيرواني

 

                  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 18:54  توسط آناهیتا  | 

 

دعا  

                 (مناجات الزاهدین)                  

بی خویش ، با خدا

اِلهی اَسکََنتَنا دارَاً حَفَرتَ لَنا حُفَرَمَکرِِِها وَ عَلَّقتَنا بِاَیدِی الَمنایا فی حَبایِلِِ غَدرِِِِها …

خدایا!

در خانه ای جایمان داده ای که نگاهمان به هر سو که می دود دام بلایی در پیش خویش کنده می بیند.

در بیابانی فرویمان فرستاده ای که قاصدک چشم از همه جا پیغام سراب می آورد.

و خارهای خیانت، پای خسته را در خویش می فشرد.

خدایا!

گذرمان را از باریکه راههایی انداخته ای که دشنه های فریب از فراسوی خانه ها به انتظارمان نشسته است.

خدایا!

سنگهای گناهان ما را از دهان چشمه های موهبت خویش کنار بزن و دلهای ما را سیراب زلال مهر خویش گردان.

خدایا!

تیرهای آرزو بر تخته سنگهای ناکامی می شکند و جویهای باریک امید بر زمین تفدیده می خشکد.

خدایا!

این عجوزه هزار داماد، آهنگ شکستن عزم مردان کرده است و عمر را به کابین می طلبد.

خدایا!

این دنیای هرزه هر لحظه دامی  تازه می گسترد و خود را برای کسی می آراید.

راههای به سوی تو را یا سدّ سکوی مقام می نهد یا گودال زندگی می کند یا دام ثروت می گسترد یا به خویشمان مشغول می دارد و یا …

می دانی که بی پرواز از این موانع نمی توان گذشت.

خدایا!

 قدرت پرواز را از تو می طلبیم.

فَاِلَیکَ نَلتَجِیُ مِن مَکایِدِ خُدَعِها و بِکَ نَعتَصِمُ مِنَ الِاغتِرار بِزَخارِفِ زِینَتِها فَاِنََّها اَلمُهلَکَهُ طُلابِها اَلمُتلِفَهُ حُلّالِها اَلمَحشُُّوهُُ بِاالافاتِ اَلمَحشُونَهُ بِالنَّکَباتِ.

خدایا!

عشق به این لجنزار متعفن جامه مخالفت تو را بر ما پوشانده است! تو این جامه را بر تن ما بدر.

 

خدایا!

چه گذرگاه سختی است این دنیا و چه تنگه صعبی! این چه طعام آلوده ایست که مرگ خورنده را تدارک می بیند!

این چه آب متعفنی است که جگر تشنگان را می سوزاند! خدایا!

این چه معشوقی است که شب را در آرزوی هلاکت عاشقان صبح می کند!

خدایا!

سلامتمان،  در گذر از این تنگنا به دست قدرت توست.

بر فراز این پرتگاه مهلک دست امید مان به ریسمان عطف تو آویخته است.

اِلهی فَزَهِّدنا فیما وَ سَلِّمنا مِنها بِتَوفیقِکَ و عِصَمِکَ وَ انزَع عَنَّا جَلابیبَ مُخالِفََتِک و نَوِّل امورَنا بِِحُسنِ کِفایَتکَ وَ اَو فَرَ مَز یدَنا مِن سَعَهِ رَحمَتِکَ …

خدایا!

ریشه های این علاقه را در خاک وجود ما بخشکان، و تارهای این وابستگی را در زوایای قلب ما بسوزان.

خدایا!

عشق به این لجنزار متعفن جامه مخالفت تو را بر ما پوشانده است! تو این جامه را بر تن ما بدر.

خدایا!

این عجوزه هزار داماد، آهنگ شکستن عزم مردان کرده است و عمر را به کابین می طلبد.

خدایا!

حکومت کشور جان با توست! به غیر وامگذار.

خدایا! باغبانی این باغ را به کس مسپار که اگر جز شیره مهر تو در آوندهای این باغ بدود برگها به پژمردگی خواهد نشست و اگر جز باران محبت تو بر این باغ ببارد پرچمهای باغ فرو خواهد افتاد و اگر جز نسیم لطف تو به این بوستان بوزد غنچه ها خواهند مرد.

وَ اَجمِل صَلاتِنا مِن فَیضِ مَواهِبِکَ وَ اغرِس فِی اَفئِدَتِنا اَشجارَ مَحَبََّتِکَ اَتمِم لَنا اَنوارَ مَعرِفَتکَ وَ اَذقنا حَلاوهَ عَفوِکَ و َلَذَّهَ مَعرِفتکَ وَ اَقرِر اَعینِنا یَومَ لِقائکَ بِرویتکَ و اَخرِج حُبَّ الدُنیا مِن قُلوبِنا کما فَعلتَ بِالصالحینَ مِن صَفوَتِکَ و الابرارَ مِن خاصَّتِکَ بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرَّاحِمِینَ و یا اَکرَم َالَاکرَمینَ

خدایا!

سنگهای گناهان ما را از دهان چشمه های موهبت خویش کنار بزن و دلهای ما را سیراب زلال مهر خویش گردان.

معبودم!

در کرت قلبهای ما به جای هرزه گیاهان هوس نهال محبت خویش را بنشان.

خدایا!

آفت علاقه به دنیا بر گندمزار ایمان ما زده است، دریابمان!

آنچنانکه عابدان و صالحان و برگزیدگانت را دریافتی، آنچنانکه بندگان ناب و خالصانت را و آنچنانکه عاشقان و معشوقان خویش را.

با دستهای گرم محبت ای پذیراترین آغوش باز ماندگان!

ای رئوف ترین مهربانان و کریم ترین مهرورزان!

 

پیوند به:

در یافتی از مناجات خمس عشره

----------------------------------------------------

منبع:

شجاعی، سید مهدی، دست دعا، چشم امید، صص138-135

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 18:52  توسط آناهیتا  | 

الهي بود من بر من تاوان است ، تو يك بار بود خود بر من تابان ، مصيبت من بر من گران است ، تو آب خود بر من باران .

كريما دل من كان حسرت است و تن من مايه ي درد و غم نيارم گفت كه اين همه چرا بهره من نه دست رسد مرا چاره من

مرا تا باشد اين درد نهاني                  تو را جويم كه درمانم تو داني

پروردگارا ياد تو دل را زنده كرد و تخم مهر افكند، درخت شادي رويانيد و ميوه آزادي داد. 

                                                                            خواجه عبدالله انصاري

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 9:37  توسط آناهیتا  | 

الهي ، كدام زبان به ستايش تو رسد ؟ كدام خرد صفت تو را بر تابد ، كدام شكر با زيبايي تو برابر آيد ، كدام بنده به گزاردن عبادت تو رسد.

 

الهي ، تو به ياد خود ي  و من به ياد تو ، تو بر خواست خودي  و من بر نهاد تو.

الهي روزگاري تو را مي جستم خود را مي يافتم ، اكنون خود را مي جويم تو رامي يابم، اي محبّ را ياد و انس  يادگار ، تو حاضري اين جستن بر چه كار است ؟

الهي اي گشاينده ي زبان  مناجات گويان و انس افراي  خلوتهاي ذاكران و حاضر نفسهاي راز داران.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 12:36  توسط آناهیتا  | 

خدايا تو هداياي زيادي به اعطا كرده اي ،تو زيباترين هديه ي پاييزي را به ما دادي، هديه اي كه با آمدنش دلهاي سرد و خشك را طراوت مي بخشد .پاييز در تقويم قلبمان آغاز مي گردد و آسمان رنگ و بوي تازه اي مي يابد. وقتي دانه –هاي بلورينش بر گونه ي كودكي معصوم نقش مي بندد لبخندي به وسعت آسمانها بر چهره پاكش نمايان مي شود. دلم مي خواهد بگوييم قلب همه ي ما كودكان و نوجوانان براي آمدنش روز شماري مي كند و همه دوست دارند حتي براي يك شب هم شده در خلوت خود زير باران با تو حرف بزنند وتو را به خاطر هديه هايت شكر بگويند. حال مي گويم ببار اي رحمت الهي تا آنجا كه آسمان وسعت دارد، ببار و اثري از بدي روي قلب هيچ انساني نگذار .ببار ، به زلالي دعاي انسانهايي كه تو از خداي خود طلب مي كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 12:26  توسط آناهیتا  | 

يا ر

  يا رب ، دل پاك و جان آگاه هم ده       آه شب و گريه ي سحرگاه هم ده   در راه خود اول ز خودم بيخود كن   بيخود چو شدم ز خود به خود راهم  ده

   الهي يكتاي بي همتايي، قيوّم توانايي، بر همه چيز بينايي ، در همه حال دانايي ، از عيب مصفايي ، از شرك مبرّايي ، اصل هر دوايي ، داروي دلهايي ، شاهنشاه فرمانفرمايي ، معززّ به تاج كبريايي ، به تو رسد ملك خدايي.

الهي نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز ، شناخت تو ما را امان ، لطف تو ما را عيان

الهي ضعيفان را پناهي ، قاصدان را بر سر راهي ، مومنان را گواهي ،چه عزيز است آن كس كه تو خواهي .

الهي ياد تو در ميان دل و زبان است و مهر تو ميان سر و جان.

الهي دستم گير كه دست آويز ندارم ، عذرم پذير كه پاي گريز ندارم.

الهي هر كه ترا شناسد كار او باريك و هر كه ترا نشناسد راه او تاريك ، تو را شناختن از تو رستن است و به تو پيوستن از خود گذشتن است.

                 خواجه عبد الله انصاري

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 20:18  توسط آناهیتا  |